spillikin

[ایالات متحده]/ˈspɪlɪkɪn/
[بریتانیا]/ˈspɪlɪkɪn/

ترجمه

n. چوب بازی استفاده شده در بازی چوب‌های برداشتنی؛ چوب کوچکی که در بازی چوب‌های برداشتنی استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

spillikin game

بازی اسپیلیکین

spillikin stick

چوب اسپیلیکین

spillikin tower

برج اسپیلیکین

spillikin set

ست اسپیلیکین

spillikin challenge

چالش اسپیلیکین

spillikin pieces

قطعات اسپیلیکین

spillikin design

طراحی اسپیلیکین

spillikin rules

قوانین اسپیلیکین

spillikin board

صفحه اسپیلیکین

spillikin fun

سرگرمی اسپیلیکین

جملات نمونه

we played spillikin during our family game night.

ما در شب بازی خانوادگی اسپیلیکین بازی کردیم.

she won the spillikin game with her clever strategy.

او با استراتژی هوشمندانه خود، بازی اسپیلیکین را برد.

the children laughed as they tried to pick up the spillikins.

بچه‌ها در حالی که سعی می‌کردند اسپیلیکین‌ها را بلند کنند، می‌خندیدند.

spillikin is a great way to improve hand-eye coordination.

اسپیلیکین راهی عالی برای بهبود هماهنگی چشم و دست است.

we set up a spillikin tournament at the community center.

ما یک مسابقه اسپیلیکین در مرکز جامعه برگزار کردیم.

learning to play spillikin can be quite fun.

یادگیری نحوه بازی کردن اسپیلیکین می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد.

he carefully arranged the spillikins before the game started.

او قبل از شروع بازی، اسپیلیکین‌ها را با دقت مرتب کرد.

playing spillikin requires patience and skill.

بازی کردن اسپیلیکین نیاز به صبر و مهارت دارد.

they used colorful spillikins to make the game more exciting.

آنها از اسپیلیکین‌های رنگارنگ برای جذاب‌تر کردن بازی استفاده کردند.

after a few rounds of spillikin, everyone was eager for more.

پس از چند دور بازی اسپیلیکین، همه مشتاق بازی بیشتر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید