spindleberry

[ایالات متحده]/ˈspɪndəlˌbɛri/
[بریتانیا]/ˈspɪndəlˌbɛri/

ترجمه

n. نوعی درختچه یا درخت کوچک که میوه‌ای به شکل دوکی تولید می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

spindleberry bush

شاخ و خاره‌ی اسپیندل‌بری

spindleberry fruit

میوه‌ی اسپیندل‌بری

spindleberry tree

درخت اسپیندل‌بری

spindleberry plant

گیاه اسپیندل‌بری

spindleberry seeds

دانه‌های اسپیندل‌بری

spindleberry leaves

برگ‌های اسپیندل‌بری

spindleberry habitat

زیستگاه اسپیندل‌بری

spindleberry flowers

گل‌های اسپیندل‌بری

spindleberry juice

آبمیوه‌ی اسپیندل‌بری

spindleberry extract

عصاره‌ی اسپیندل‌بری

جملات نمونه

the spindleberry bush is known for its vibrant colors.

بوته اسپیندل‌بری به خاطر رنگ‌های زنده خود مشهور است.

in autumn, the spindleberry produces bright red fruits.

در پاییز، اسپیندل‌بری میوه‌های قرمز روشن تولید می‌کند.

spindleberry is often used in traditional medicine.

اسپیندل‌بری اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

the leaves of the spindleberry are rich in nutrients.

برگ‌های اسپیندل‌بری سرشار از مواد مغذی هستند.

birds are attracted to the spindleberry's berries.

پرندگان به دلیل میوه‌های اسپیندل‌بری جذب می‌شوند.

gardeners appreciate spindleberry for its ornamental value.

باغبانی‌ها از اسپیندل‌بری به دلیل ارزش زینتی آن قدردانی می‌کنند.

spindleberry can be found in many temperate regions.

اسپیندل‌بری را می‌توان در بسیاری از مناطق معتدل یافت.

the spindleberry's unique shape makes it easy to identify.

شکل منحصر به فرد اسپیندل‌بری باعث می‌شود شناسایی آن آسان باشد.

children enjoy playing near the spindleberry bushes.

کودکان از بازی در نزدیکی بوته‌های اسپیندل‌بری لذت می‌برند.

spindleberry is often mentioned in local folklore.

اسپیندل‌بری اغلب در فولکلور محلی ذکر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید