spittlebug

[ایالات متحده]/ˈspɪtəlbʌg/
[بریتانیا]/ˈspɪtəlbʌg/

ترجمه

n. نوعی حشره که به خاطر تولید یک ماده کف مانند شناخته می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

spittlebug infestation

آفت شپشک اسفید

spittlebug control

کنترل شپشک اسفید

spittlebug damage

آسیب شپشک اسفید

spittlebug species

گونه‌های شپشک اسفید

spittlebug lifecycle

چرخه حیات شپشک اسفید

spittlebug host

میزبان شپشک اسفید

spittlebug nymphs

نymphهای شپشک اسفید

spittlebug population

جمعیت شپشک اسفید

spittlebug treatment

درمان شپشک اسفید

spittlebug symptoms

علائم شپشک اسفید

جملات نمونه

the spittlebug is known for its unique protective foam.

پشه‌ک‌ها به دلیل فوم محافظ منحصر به فردشان شناخته شده‌اند.

farmers often struggle with spittlebug infestations in their fields.

کشاورزان اغلب با آفت‌زده شدن مزارع خود توسط پشه‌ک‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند.

spittlebugs can damage the plants they inhabit.

پشه‌ک‌ها می‌توانند به گیاهانی که در آن زندگی می‌کنند آسیب برسانند.

the life cycle of a spittlebug is quite fascinating.

چرخه زندگی یک پشه‌ک بسیار جالب است.

many gardeners are concerned about spittlebug populations.

بسیاری از باغبانان نگران جمعیت پشه‌ک‌ها هستند.

spittlebugs are often found in moist environments.

پشه‌ک‌ها اغلب در محیط‌های مرطوب یافت می‌شوند.

controlling spittlebug outbreaks requires careful management.

کنترل شیوع پشه‌ک‌ها نیاز به مدیریت دقیق دارد.

children enjoy looking for spittlebugs in the garden.

کودکان از جستجوی پشه‌ک‌ها در باغ لذت می‌برند.

spittlebugs produce a foam that protects them from predators.

پشه‌ک‌ها فومی تولید می‌کنند که از آنها در برابر شکارچیان محافظت می‌کند.

research on spittlebugs can help improve pest management strategies.

تحقیقات در مورد پشه‌ک‌ها می‌تواند به بهبود استراتژی‌های مدیریت آفات کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید