| جمع | splashboards |
splashboard design
طراحی داشبورد
splashboard layout
چیدمان داشبورد
splashboard features
ویژگیهای داشبورد
splashboard interface
رابط کاربری داشبورد
splashboard access
دسترسی به داشبورد
splashboard settings
تنظیمات داشبورد
splashboard updates
بهروزرسانیهای داشبورد
splashboard analytics
تحلیل دادههای داشبورد
splashboard widgets
ویجتهای داشبورد
splashboard overview
مروری بر داشبورد
the splashboard of the car was covered in dust.
داشبورد ماشین در غبار پوشیده شده بود.
she adjusted the splashboard to get a better view.
او داشبورد را تنظیم کرد تا دید بهتری داشته باشد.
the splashboard features various controls for the driver.
داشبورد دارای کنترل های مختلف برای راننده است.
he installed a new splashboard in his vintage car.
او یک داشبورد جدید در ماشین کلاسیک خود نصب کرد.
the splashboard lights indicate the car's status.
چراغ های داشبورد وضعیت خودرو را نشان می دهند.
she cleaned the splashboard to keep it looking new.
او داشبورد را تمیز کرد تا نو به نظر برسد.
the splashboard design was updated for the latest model.
طراحی داشبورد برای آخرین مدل به روز شد.
he admired the splashboard's sleek design.
او طراحی مدرن داشبورد را تحسین کرد.
the splashboard was equipped with a touchscreen display.
داشبورد مجهز به صفحه نمایش لمسی بود.
she noted a crack in the splashboard during the inspection.
او در طول بازرسی متوجه یک ترک در داشبورد شد.
splashboard design
طراحی داشبورد
splashboard layout
چیدمان داشبورد
splashboard features
ویژگیهای داشبورد
splashboard interface
رابط کاربری داشبورد
splashboard access
دسترسی به داشبورد
splashboard settings
تنظیمات داشبورد
splashboard updates
بهروزرسانیهای داشبورد
splashboard analytics
تحلیل دادههای داشبورد
splashboard widgets
ویجتهای داشبورد
splashboard overview
مروری بر داشبورد
the splashboard of the car was covered in dust.
داشبورد ماشین در غبار پوشیده شده بود.
she adjusted the splashboard to get a better view.
او داشبورد را تنظیم کرد تا دید بهتری داشته باشد.
the splashboard features various controls for the driver.
داشبورد دارای کنترل های مختلف برای راننده است.
he installed a new splashboard in his vintage car.
او یک داشبورد جدید در ماشین کلاسیک خود نصب کرد.
the splashboard lights indicate the car's status.
چراغ های داشبورد وضعیت خودرو را نشان می دهند.
she cleaned the splashboard to keep it looking new.
او داشبورد را تمیز کرد تا نو به نظر برسد.
the splashboard design was updated for the latest model.
طراحی داشبورد برای آخرین مدل به روز شد.
he admired the splashboard's sleek design.
او طراحی مدرن داشبورد را تحسین کرد.
the splashboard was equipped with a touchscreen display.
داشبورد مجهز به صفحه نمایش لمسی بود.
she noted a crack in the splashboard during the inspection.
او در طول بازرسی متوجه یک ترک در داشبورد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید