wooden splinters
تکههای چوب
splinters of glass
تکههای شیشه
splinters in skin
تکههای چوب در پوست
remove splinters
بیرون آوردن ترکشها
splinters from wood
ترکشهای چوب
splinters of wood
تکههای چوب
splinters of metal
ترکشهای فلز
tiny splinters
ترکشهای کوچک
splinters in fingers
ترکشها در انگشتان
splinters of plastic
تکههای پلاستیک
be careful with that wood; it has sharp splinters.
هنگام استفاده از آن چوب مراقب باشید؛ تراشههای تیزی دارد.
the chair broke and left splinters everywhere.
صندلی شکست و تراشهها را همه جا رها کرد.
he picked out the splinters from his finger.
او تراشهها را از انگشتش خارج کرد.
splinters can cause infections if not removed.
اگر خارج نشوند، تراشهها میتوانند باعث عفونت شوند.
she wore gloves to avoid getting splinters.
او دستکش پوشید تا از گرفتن تراشهها جلوگیری کند.
he complained about the splinters in his foot.
او در مورد تراشههای پا شکایت کرد.
woodworking can sometimes result in painful splinters.
گاهی اوقات نجاری میتواند منجر به تراشههای دردناک شود.
we need to sand down the edges to prevent splinters.
ما باید لبهها را سنباده بزنیم تا از تراشهها جلوگیری کنیم.
she carefully removed the splinters with tweezers.
او با دقت تراشهها را با موچین خارج کرد.
the old fence had many splinters sticking out.
نرده قدیمی تراشههای زیادی بیرون زده داشت.
wooden splinters
تکههای چوب
splinters of glass
تکههای شیشه
splinters in skin
تکههای چوب در پوست
remove splinters
بیرون آوردن ترکشها
splinters from wood
ترکشهای چوب
splinters of wood
تکههای چوب
splinters of metal
ترکشهای فلز
tiny splinters
ترکشهای کوچک
splinters in fingers
ترکشها در انگشتان
splinters of plastic
تکههای پلاستیک
be careful with that wood; it has sharp splinters.
هنگام استفاده از آن چوب مراقب باشید؛ تراشههای تیزی دارد.
the chair broke and left splinters everywhere.
صندلی شکست و تراشهها را همه جا رها کرد.
he picked out the splinters from his finger.
او تراشهها را از انگشتش خارج کرد.
splinters can cause infections if not removed.
اگر خارج نشوند، تراشهها میتوانند باعث عفونت شوند.
she wore gloves to avoid getting splinters.
او دستکش پوشید تا از گرفتن تراشهها جلوگیری کند.
he complained about the splinters in his foot.
او در مورد تراشههای پا شکایت کرد.
woodworking can sometimes result in painful splinters.
گاهی اوقات نجاری میتواند منجر به تراشههای دردناک شود.
we need to sand down the edges to prevent splinters.
ما باید لبهها را سنباده بزنیم تا از تراشهها جلوگیری کنیم.
she carefully removed the splinters with tweezers.
او با دقت تراشهها را با موچین خارج کرد.
the old fence had many splinters sticking out.
نرده قدیمی تراشههای زیادی بیرون زده داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید