sponson

[ایالات متحده]/ˈspɒnsən/
[بریتانیا]/ˈspɑːnsən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پلتفرم یا سازه که از کنار یک کشتی یا هواپیما بیرون زده است؛ بخشی برجسته در کنار یک وسیله، که معمولاً برای نصب سلاح‌ها استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

sponson design

طراحی سپر

sponson height

ارتفاع سپر

sponson width

عرض سپر

sponson type

نوع سپر

sponson stability

پایداری سپر

sponson installation

نصب سپر

sponson performance

عملکرد سپر

sponson modification

تغییرات سپر

sponson area

مساحت سپر

sponson attachment

اتصال سپر

جملات نمونه

the boat was equipped with a sponson for better stability.

قایق مجهز به یک اسپانسون برای پایداری بیشتر بود.

we need to design a sponson that can withstand rough waters.

ما باید یک اسپانسون طراحی کنیم که بتواند در برابر آب‌های خشن مقاومت کند.

the sponson helps to increase the buoyancy of the vessel.

اسپانسون به افزایش شناوری کشتی کمک می کند.

he explained how the sponson works in the water.

او توضیح داد که اسپانسون چگونه در آب کار می کند.

they added a sponson to improve the performance of the craft.

آنها یک اسپانسون اضافه کردند تا عملکرد کشتی را بهبود بخشند.

the design of the sponson was crucial for the project.

طراحی اسپانسون برای پروژه بسیار مهم بود.

using a sponson can enhance maneuverability on the water.

استفاده از اسپانسون می تواند مانورپذیری در آب را افزایش دهد.

he noticed that the sponson was damaged after the trip.

او متوجه شد که اسپانسون پس از سفر آسیب دیده است.

the sponson design was inspired by nature.

طراحی اسپانسون از طبیعت الهام گرفته بود.

she researched various materials for the sponson construction.

او به مواد مختلف برای ساخت اسپانسون تحقیق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید