spoondrift

[ایالات متحده]/ˈspuːndrɪft/
[بریتانیا]/ˈspuːndrɪft/

ترجمه

n. اسپری یا فوم ناشی از امواج؛ اسپری ریز تولید شده توسط امواج شکسته
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

spoondrift spray

اسپری سِپوندریفت

spoondrift effect

اثر سِپوندریفت

spoondrift clouds

ابر‌های سِپوندریفت

spoondrift waves

امواج سِپوندریفت

spoondrift mist

مه سِپوندریفت

spoondrift ocean

اقیانوس سِپوندریفت

spoondrift horizon

افق سِپوندریفت

spoondrift breeze

نسیم سِپوندریفت

spoondrift journey

سفر سِپوندریفت

spoondrift adventure

ماجراجویی سِپوندریفت

جملات نمونه

the spoondrift whipped across the deck during the storm.

غرایشی آب در طول طوفان از عرشه عبور کرد.

he loved the sound of the spoondrift against the hull.

او صدای غرایشی آب برخورد با بدنه کشتی را دوست داشت.

the spoondrift made the ship's journey more adventurous.

غرایشی آب سفر کشتی را ماجراجویانه تر کرد.

we watched the spoondrift rise and fall with the waves.

ما غرایشی آب را بالا و پایین با امواج تماشا کردیم.

as the wind picked up, the spoondrift became more intense.

همانطور که باد شدت گرفت، غرایشی آب شدیدتر شد.

the spoondrift created a beautiful mist around the boat.

غرایشی آب مه زیبایی را در اطراف قایق ایجاد کرد.

he felt invigorated by the cold spoondrift on his face.

او با غرایشی آب سرد روی صورتش احساس شادابی کرد.

the spoondrift was a sign of the approaching storm.

غرایشی آب نشانه ای از طوفان قریب الوقوع بود.

she took a picture of the spoondrift as a memory.

او به عنوان خاطره ای از غرایشی آب عکس گرفت.

the sailors navigated through the spoondrift with skill.

ملوانان با مهارت از میان غرایشی آب عبور کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید