air sprays
اسپریهای هوا
water sprays
اسپریهای آب
paint sprays
اسپریهای رنگ
scent sprays
اسپریهای خوشبو
cleaning sprays
اسپریهای پاککننده
hair sprays
اسپریهای مو
bug sprays
اسپریهای حشرهکش
sun sprays
اسپریهای ضد آفتاب
mist sprays
اسپریهای مه
oil sprays
اسپریهای روغن
the gardener sprays the plants with water every morning.
باغبانی هر صبح گیاهان را با آب اسپری میکند.
she sprays perfume before going out.
او قبل از بیرون رفتن، عطر اسپری میکند.
the artist sprays paint on the canvas to create a unique effect.
هنرمند برای ایجاد جلوهای منحصر به فرد، رنگ را روی بوم اسپری میکند.
he sprays the car with wax to protect the paint.
او برای محافظت از رنگ، ماشین را با واکس اسپری میکند.
the teacher sprays water on the chalkboard to make it easier to clean.
معلم برای تمیز کردن آسانتر، آب را روی تخته سیاه اسپری میکند.
she sprays insect repellent before going hiking.
او قبل از رفتن به پیادهروی، دافع حشرات اسپری میکند.
the chef sprays oil on the grill for better cooking.
سرآشپز برای پخت بهتر، روغن را روی گریل اسپری میکند.
the company sprays pesticides on the crops to protect them.
شرکت برای محافظت از آنها، سموم دفع آفات را روی محصولات کشاورزی اسپری میکند.
he sprays water on his face to cool down.
او برای خنک شدن، آب را روی صورت خود اسپری میکند.
the technician sprays lubricant on the machinery to keep it running smoothly.
تکنسین برای حفظ عملکرد روان ماشینآلات، روانکننده را روی آنها اسپری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید