springtide

[ایالات متحده]/ˈsprɪŋtaɪd/
[بریتانیا]/ˈsprɪŋtaɪd/

ترجمه

n. بالاترین جزر و مد که در طول ماه کامل یا ماه نو اتفاق می‌افتد؛ فصل بهار؛ اوج یا ارتفاع یک دوره؛ جوانی یا توسعه اولیه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

springtide effect

اثر جزر و مد بهاری

springtide phenomenon

پدیده جزر و مد بهاری

springtide surge

افزایش ناگهانی جزر و مد بهاری

springtide season

فصل جزر و مد بهاری

springtide flows

جریان‌های جزر و مد بهاری

springtide waters

آب‌های جزر و مد بهاری

springtide rise

بالا آمدن جزر و مد بهاری

springtide levels

سطح جزر و مد بهاری

springtide tides

جزر و مد بهاری

springtide currents

آب‌های جریانی جزر و مد بهاری

جملات نمونه

the springtide brought higher water levels to the shore.

جزر و مد بهار، سطح آب را در ساحل بالاتر آورد.

during springtide, the fishermen catch more fish.

در طول جزر و مد بهار، ماهیگیران ماهی بیشتری صید می کنند.

springtide can cause flooding in low-lying areas.

جزر و مد بهار می تواند باعث سیل در مناطق پست شود.

the beauty of the springtide is breathtaking.

زیبایی جزر و مد بهار خیره کننده است.

many birds migrate during the springtide season.

پرندگان زیادی در طول فصل جزر و مد بهار مهاجرت می کنند.

springtide is a time for renewal and growth.

جزر و مد بهار زمانی برای تجدید و رشد است.

with the springtide, the beach becomes a lively place.

با جزر و مد بهار، ساحل به مکانی پر جنب و جوش تبدیل می شود.

springtide affects the behavior of many marine animals.

جزر و مد بهار بر رفتار بسیاری از حیوانات دریایی تأثیر می گذارد.

people gather to celebrate the arrival of springtide.

مردم برای جشن گرفتن ورود جزر و مد بهار جمع می شوند.

springtide marks the beginning of the fishing season.

جزر و مد بهار نشان دهنده شروع فصل ماهیگیری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید