spud

[ایالات متحده]/spʌd/
[بریتانیا]/spʌd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بیل کوچک، یک قلم برای کندن پوست، یک سیب‌زمینی

vt. با یک بیل کوچک بیل زدن.

جملات نمونه

spud an oil well.

حفاری یک چاه نفت.

She peeled the spud before boiling it.

او قبل از آب‌پز کردن، سیب‌زمینی را پوست گرفت.

He planted spuds in his backyard.

او سیب‌زمینی را در حیاط پشتی خود کاشت.

The chef used spuds to make delicious mashed potatoes.

سرآشپز از سیب‌زمینی برای تهیه سیب‌زمینی پوره خوشمزه استفاده کرد.

I prefer sweet potatoes over regular spuds.

من سیب‌زمینی شیرین را به جای سیب‌زمینی معمولی ترجیح می‌دهم.

We harvested a lot of spuds from the farm this year.

امسال مقدار زیادی سیب‌زمینی از مزرعه برداشتیم.

She fried the spuds until they were crispy.

او سیب‌زمینی‌ها را تا زمانی که ترد شدند، سرخ کرد.

Do you want fries with that spud?

آیا می‌خواهید سیب‌زمینی سرخ‌کرده با آن سیب‌زمینی داشته باشید؟

The spud was too small to use for baking.

سیب‌زمینی خیلی کوچک بود که برای پختن استفاده شود.

He dug up a rotten spud from the garden.

او یک سیب‌زمینی گندیده را از باغچه بیرون آورد.

She sliced the spud into thin rounds for the dish.

او سیب‌زمینی را برای غذا به ورقه‌های نازک برش زد.

نمونه‌های واقعی

You can oil, salt, and pepper your spuds.

شما می‌توانید سیب‌زمینی‌های خود را با روغن، نمک و فلفل مزه‌دار کنید.

منبع: Gourmet Base

Spud went on to become leader of the team.

اسپود به عنوان رهبر تیم پیش رفت.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 9, Volume 1)

Yeah, spud, it's like Idaho English.

بله، اسپود، مثل انگلیسی آیداهو است.

منبع: American English dialogue

For the mash, it's worth using the right kind of spuds.

برای پوره، استفاده از نوع مناسب سیب‌زمینی ارزش دارد.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

And so the days went by. Ove went to work and came home and had sausages and spuds.

و روزها گذشت. اووه به سر کار رفت و به خانه آمد و سوسیس و سیب‌زمینی داشت.

منبع: A man named Ove decides to die.

So mushrooms, tomatoes, mustard, onion, rosemary, some salt, some broccoli, some spuds, some mixed leaves and couple bits of beef.

بنابراین قارچ، گوجه فرنگی، خردل، پیاز، رزماری، کمی نمک، کمی گل کلم، کمی سیب‌زمینی، برگ‌های مخلوط و چند تکه گوشت.

منبع: Gourmet Base

Are those spuds still safe to eat?

آیا خوردن آن سیب‌زمینی‌ها هنوز هم ایمن است؟

منبع: Selected English short passages

So you take your turn washing up, peeling the spuds, cooking the lunch, driving the car.

بنابراین نوبت شماست که بشویید، پوست سیب‌زمینی‌ها را بکنید، ناهار بپزید و ماشین را برانید.

منبع: BBC Ideas

I stopped eating spuds since I came back cause I ate it everyday. You go to 31 Ice-cream shop and there they have spuds ice-cream.

من از خوردن سیب‌زمینی‌ها از زمانی که برگشتم دست کشیدم، چون هر روز آن را می‌خوردم. شما به مغازه بستنی 31 می‌روید و آنها بستنی سیب‌زمینی دارند.

منبع: American English dialogue

And while those giant bags of spuds are tempting for their cost savings, it's safer to buy your potatoes as needed instead.

در حالی که آن کیسه‌های بزرگ سیب‌زمینی به دلیل صرفه‌جویی در هزینه وسوسه‌انگیز هستند، بهتر است سیب‌زمینی‌های خود را در صورت نیاز خریداری کنید.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید