spuing

[ایالات متحده]/spjuːɪŋ/
[بریتانیا]/spjuːɪŋ/

ترجمه

v. عمل بیرون راندن یا استفراغ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

spuing anger

خشم فوران کردن

spuing lava

فوران گدازه

spuing emotions

فوران احساسات

spuing passion

فوران اشتیاق

spuing water

فوران آب

spuing ideas

فوران ایده ها

spuing confidence

فوران اعتماد به نفس

spuing creativity

فوران خلاقیت

spuing information

فوران اطلاعات

spuing energy

فوران انرژی

جملات نمونه

she was spuing her thoughts on the project during the meeting.

او در حال بیان افکار خود در مورد پروژه در طول جلسه بود.

the volcano was spuing lava and ash into the sky.

آتشفشان گدازه و خاکستر را به آسمان پرتاب می‌کرد.

he couldn't stop spuing compliments about her performance.

او نمی‌توانست از تعریف در مورد عملکرد او دست نکشد.

the old car was spuing smoke from the exhaust.

ماشین قدیمی دود را از اگزوز خارج می‌کرد.

she was spuing out her frustrations in her journal.

او ناامیدی‌های خود را در دفترچه یادداشت خود می‌ریخت.

the fountain was spuing water high into the air.

چشمه آب را به ارتفاع زیاد در هوا پرتاب می‌کرد.

during the debate, he kept spuing facts to support his argument.

در طول بحث، او دائماً حقایق را برای حمایت از استدلال خود بیان می‌کرد.

the factory was spuing out pollutants into the river.

کارخانه آلاینده‌ها را به رودخانه تخلیه می‌کرد.

she was spuing ideas for the new marketing campaign.

او ایده‌هایی برای کمپین بازاریابی جدید ارائه می‌کرد.

the artist was spuing creativity in every piece of work.

هنرمند خلاقیت را در هر اثر هنری نشان می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید