spuriously claimed
ادعای نادرست
spuriously accused
اتهام ناروا
spuriously fabricated
ساختگی و ادعایی
spuriously altered
تغییر داده شده به طور نادرست
the acceptance of non-cash assets donation increases the expenditure spuriously;
پذیرش اهدای داراییهای غیرنقدی، هزینهها را به طور نادرست افزایش میدهد.
(Schillings told him it acted entirely properly and complied with all legal and regulatory obligations .) Wirecard also sued in its homeland, spuriously accusing the paper of misusing its business secrets; the suit was dropped.
(اشیلینگ به او گفت که کاملاً درست عمل کرده و با تمام الزامات قانونی و مقررات مطابقت داشته است.) وایرد نیز در سرزمین مادری خود شکایت کرد و به طور نادرست ادعا کرد که روزنامه از اسرار تجاری آنها سوء استفاده کرده است؛ این شکایت پس گرفته شد.
منبع: The Economist Cultureلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید