spymasters

[ایالات متحده]/ˈspaɪˌmɑːstə/
[بریتانیا]/ˈspaɪˌmæstərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رهبران یک سازمان جاسوسی

عبارات و ترکیب‌ها

spymasters unite

هماهنگی متخصصان جاسوسی

spymasters at work

متخصصان جاسوسی در حال کار

spymasters' secrets

رازهای متخصصان جاسوسی

spymasters' game

بازی متخصصان جاسوسی

spymasters' tactics

تاکتیک‌های متخصصان جاسوسی

spymasters' strategy

استراتژی متخصصان جاسوسی

spymasters revealed

متخصصان جاسوسی آشکار شدند

spymasters' network

شبکه متخصصان جاسوسی

spymasters' mission

ماموریت متخصصان جاسوسی

spymasters' insights

بینش‌های متخصصان جاسوسی

جملات نمونه

the spymasters orchestrated a complex operation.

اسپي‌ماسترها یک عملیات پیچیده را سازماندهی کردند.

spymasters often work behind the scenes.

اسپي‌ماسترها اغلب پشت صحنه کار می‌کنند.

trust is essential among spymasters.

اعتماد در بین اسپي‌ماسترها ضروری است.

spymasters communicate using coded messages.

اسپي‌ماسترها با استفاده از پیام‌های رمزگذاری شده ارتباط برقرار می‌کنند.

during the war, spymasters played a crucial role.

در طول جنگ، اسپي‌ماسترها نقش مهمی ایفا کردند.

the spymasters devised a clever strategy.

اسپي‌ماسترها یک استراتژی هوشمندانه طراحی کردند.

many films depict the lives of spymasters.

فیلم‌های زیادی زندگی اسپي‌ماسترها را به تصویر می‌کشند.

spymasters need to stay one step ahead.

اسپي‌ماسترها باید یک قدم جلوتر باشند.

in fiction, spymasters are often portrayed as enigmatic.

در داستان، اسپي‌ماسترها اغلب به عنوان مرموز به تصویر کشیده می‌شوند.

spymasters analyze intelligence reports carefully.

اسپي‌ماسترها گزارش‌های اطلاعاتی را با دقت تجزیه و تحلیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید