espionage

[ایالات متحده]/ˈespiənɑːʒ/
[بریتانیا]/ˈespiənɑːʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جاسوسی; فعالیت‌های جاسوسی.

عبارات و ترکیب‌ها

industrial espionage

جاسوسی صنعتی

جملات نمونه

the schizophrenia of the double espionage agent.

خود دوگانگی عامل جاسوسی دوتایی.

a long-ago espionage trial.

یک محاکمه جاسوسی طولانی مدت.

caught in a cobweb of espionage and intrigue.

گرفتار در تار عنکوب جاسوسی و فریب.

an espionage network with far-reaching tentacles.

یک شبکه جاسوسی با خزنده‌های بسیار گسترده.

the espionage novel, or, as it is known in the trade, the thriller.

رمان جاسوسی، یا همان‌طور که در این تجارت می‌شناسند، تریلر.

ran the campaign by himself; a bureau that runs espionage operations.

او کمپین را به تنهایی انجام داد؛ یک اداره‌ای که عملیات جاسوسی را انجام می‌دهد.

the uncrowned king of the espionage world.

شاه غیررسمی دنیای جاسوسی.

Experts said China's sidelining, for now at least, of the graver espionage claims may signal an effort to reduce political friction with Australia over the matter.

متخصصان گفتند که به تعبیری، کنار گذاشتن ادعاهای جاسوسی جدی‌تر توسط چین، حداقل برای حال حاضر، ممکن است نشان دهنده تلاشی برای کاهش اصطکاک سیاسی با استرالیا در این مورد باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید