squab

[ایالات متحده]/skwɒb/
[بریتانیا]/skwɑːb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شدت
adj. هنوز پر دار نیست; کوتاه و چاق; تازه سر از تخم درآورده
n. پرنده جوان; شخص کوتاه و چاق

عبارات و ترکیب‌ها

young squab

مرغ کبابی جوان

squab dish

غذا با کبابی

squab meat

گوشت کبابی

roasted squab

کبابی کبابی

squab farm

مزرعه کبابی

farmed squab

کبابی مزرعه‌ای

squab recipe

دستورالعمل کبابی

stuffed squab

کبابی پر شده

squab breast

سینه کبابی

fresh squab

کبابی تازه

جملات نمونه

squab is often considered a delicacy in gourmet cuisine.

مرغ کبکی اغلب به عنوان یک غذای خاص در آشپزی گورو شناخته می‌شود.

many restaurants serve squab as a special dish.

بسیاری از رستوران‌ها مرغ کبکی را به عنوان یک غذای ویژه سرو می‌کنند.

squab can be roasted or grilled for a rich flavor.

می‌توان مرغ کبکی را به صورت کبابی یا گریل کرد تا طعم غنی‌تری داشته باشد.

he ordered a squab dish for his birthday dinner.

او یک غذای مرغ کبکی برای شام تولدش سفارش داد.

cooking squab requires careful attention to avoid overcooking.

پخت مرغ کبکی نیاز به توجه دقیق برای جلوگیری از پخت بیش از حد دارد.

squab is often served with a fruity sauce.

مرغ کبکی اغلب با سس میوه‌ای سرو می‌شود.

some people prefer squab over chicken for its tenderness.

برخی افراد ترجیح می‌دهند به جای مرغ، مرغ کبکی را به دلیل لطافت آن انتخاب کنند.

squab is a popular choice for fine dining experiences.

مرغ کبکی یک انتخاب محبوب برای تجربیات غذاخوری مجلل است.

learning how to prepare squab can impress your guests.

یادگیری نحوه تهیه مرغ کبکی می‌تواند مهمانان شما را تحت تاثیر قرار دهد.

in some cultures, squab is a traditional dish for celebrations.

در برخی فرهنگ‌ها، مرغ کبکی یک غذای سنتی برای جشن‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید