| جمع | squibs |
damp squib
آتشبازی ضعیف
He wrote a squib for the school newspaper.
او یک مقاله کوتاه برای روزنامه مدرسه نوشت.
The comedian delivered a hilarious squib during the show.
بازیکن خنده دار یک مقاله کوتاه خنده دار در طول برنامه اجرا کرد.
The author published a squib criticizing the government's policies.
نویسنده مقالهای کوتاه منتشر کرد که از سیاستهای دولت انتقاد میکرد.
The magazine editor rejected the squib submitted by the freelance writer.
ویراستار مجله مقاله کوتاه ارسالی نویسنده آزاد را رد کرد.
Her squib on social media sparked a heated debate.
مقاله کوتاه او در رسانههای اجتماعی باعث ایجاد بحثهای داغ شد.
The professor assigned a squib as part of the coursework.
استاد یک مقاله کوتاه را به عنوان بخشی از تکالیف درسی تعیین کرد.
The newspaper published a squib about the upcoming election.
روزنامه مقالهای کوتاه در مورد انتخابات آتی منتشر کرد.
The student's squib was well-received by the class.
مقاله کوتاه دانش آموز مورد استقبال کلاس قرار گرفت.
The squib highlighted the flaws in the research methodology.
مقاله کوتاه نقاط ضعف روششناسی تحقیق را برجسته کرد.
She penned a satirical squib mocking the fashion industry.
او یک مقاله کوتاه طنزآمیز نوشت که صنعت مد را مسخره میکرد.
The most eagerly awaited stockmarket flotation in years turned out to be a damp squib.
منتظرترین عرضه سهام سالها در نهایت یک ضد ارزش بود.
منبع: The Economist (Summary)'Yes! ' he shrieked, shooting out of his corner like a squib and sticking his furious small face within an inch of Searle's, 'it has been photographed!
'بله!' او با فریاد از گوشه خود بیرون زد، مانند یک ضد ارزش و صورت خشمگین کوچک خود را در عرض یک اینچ از صورتSearle قرار داد، 'عکس گرفته شده است!'
منبع: A handsome face.damp squib
آتشبازی ضعیف
He wrote a squib for the school newspaper.
او یک مقاله کوتاه برای روزنامه مدرسه نوشت.
The comedian delivered a hilarious squib during the show.
بازیکن خنده دار یک مقاله کوتاه خنده دار در طول برنامه اجرا کرد.
The author published a squib criticizing the government's policies.
نویسنده مقالهای کوتاه منتشر کرد که از سیاستهای دولت انتقاد میکرد.
The magazine editor rejected the squib submitted by the freelance writer.
ویراستار مجله مقاله کوتاه ارسالی نویسنده آزاد را رد کرد.
Her squib on social media sparked a heated debate.
مقاله کوتاه او در رسانههای اجتماعی باعث ایجاد بحثهای داغ شد.
The professor assigned a squib as part of the coursework.
استاد یک مقاله کوتاه را به عنوان بخشی از تکالیف درسی تعیین کرد.
The newspaper published a squib about the upcoming election.
روزنامه مقالهای کوتاه در مورد انتخابات آتی منتشر کرد.
The student's squib was well-received by the class.
مقاله کوتاه دانش آموز مورد استقبال کلاس قرار گرفت.
The squib highlighted the flaws in the research methodology.
مقاله کوتاه نقاط ضعف روششناسی تحقیق را برجسته کرد.
She penned a satirical squib mocking the fashion industry.
او یک مقاله کوتاه طنزآمیز نوشت که صنعت مد را مسخره میکرد.
The most eagerly awaited stockmarket flotation in years turned out to be a damp squib.
منتظرترین عرضه سهام سالها در نهایت یک ضد ارزش بود.
منبع: The Economist (Summary)'Yes! ' he shrieked, shooting out of his corner like a squib and sticking his furious small face within an inch of Searle's, 'it has been photographed!
'بله!' او با فریاد از گوشه خود بیرون زد، مانند یک ضد ارزش و صورت خشمگین کوچک خود را در عرض یک اینچ از صورتSearle قرار داد، 'عکس گرفته شده است!'
منبع: A handsome face.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید