squinter

[ایالات متحده]/[ˈskwɪntə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈskwɪntər]/

ترجمه

n. کسی که چشمان خود را می‌بندد یا نیم‌بسته می‌کند؛ کسی که دید خوبی ندارد؛ کسی که از نگاه مستقیم به چیزی امتناع می‌کند.
v. با چشمان نیم‌بسته یا نیم‌بسته نگاه کردن، معمولاً به دلیل نور روشن یا برای تمرکز بر چیزی کوچک یا دور.
Word Forms
جمعsquinters

عبارات و ترکیب‌ها

a sly squinter

یک نظره‌کن خیانتکار

squinter's gaze

نگاه نظره‌کن

squinter looked

نظره‌کن نگاه کرد

squinter squinted

نظره‌کن نظره‌کرد

be a squinter

یک نظره‌کن باش

squinter's eyes

چشمان نظره‌کن

squinter watching

نظره‌کن که نگاه می‌کند

squinter's face

چهره نظره‌کن

squinter's trick

تکنیک نظره‌کن

جملات نمونه

the seasoned poker player was a notorious squinter, always hiding his tells.

بازیگر پوکر ماهر یک نفر ناامید کننده بود که همیشه اطلاعات خود را پنهان می کرد.

he's a notorious squinter, making it impossible to read his expression.

او یک نفر ناامید کننده است که عبارت او را غیر قابل خواندن می کند.

don't be a squinter; show some emotion when you're talking to people.

در حین صحبت با مردم عاطره نشان دهید، به یک نفر ناامید کننده نشوید.

the negotiator was a skilled squinter, maintaining a neutral facade.

مذاکره کننده یک نفر ناامید کننده ماهر بود که یک چهره خنثی را حفظ می کرد.

she's a natural squinter, rarely revealing her true feelings.

او یک نفر ناامید کننده طبیعی است که اغلب احساسات واقعی خود را نشان نمی دهد.

he tried to play the squinter, but his nervous fidgeting gave him away.

او سعی کرد به عنوان یک نفر ناامید کننده بازی کند، اما اعصابش باعث شد که او را بگوید.

the politician was a practiced squinter, avoiding direct eye contact.

سیاستمدار یک نفر ناامید کننده تجربه داشت که تماس چشمی مستقیم را اجتناب می کرد.

stop being a squinter and tell me what's really bothering you.

توقف از بازی با نفر ناامید کننده و به من بگویید چه چیز واقعاً شما را ناراحت می کند.

the child was a little squinter, staring straight ahead without smiling.

کودک یک نفر ناامید کننده کمی بود که با خنده نمی نگاه می کرد.

he's a classic squinter, never letting on what he's thinking.

او یک نفر ناامید کننده کلاسیک است که هرگز نمی گوید چه فکر می کند.

she accused him of being a squinter and not being genuine.

او او را متهم به بازی با نفر ناامید کننده و نبودن صادق بودن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید