stables

[ایالات متحده]/'steɪbəlz/
[بریتانیا]/'steɪbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی برای نگهداری اسب‌ها؛ پناهگاه حیوانات؛ اسب‌های مسابقه‌ای که متعلق به کسی هستند یا توسط او آموزش داده شده‌اند؛ گروهی از افراد که به طور مشترک کار می‌کنند یا تمرین می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

horse stables

اسطبلات اسب

stable management

مدیریت اصطبل

riding stables

اسطبلات سوارکاری

boarding stables

اسطبلات نگهداری

show stables

اسطبلات نمایش

stable doors

درهای اصطبل

stable staff

پرسنل اصطبل

stable environment

محیط اصطبل

stable conditions

شرایط اصطبل

stable area

منطقه اصطبل

جملات نمونه

the horses are kept in the stables.

اسب‌ها در طویله نگهداری می‌شوند.

we need to clean the stables every week.

ما باید هر هفته طویله را تمیز کنیم.

the stables are located near the main house.

طویله‌ها در نزدیکی خانه اصلی قرار دارند.

she spends her afternoons at the stables.

او بعد از ظهرها را در طویله می‌گذراند.

the stables were renovated last year.

طویله‌ها سال گذشته بازسازی شدند.

he is responsible for feeding the horses in the stables.

او مسئول تغذیه اسب‌ها در طویله است.

the stables have a beautiful view of the countryside.

طویله‌ها منظره‌ای زیبا از حومه شهر دارند.

they built new stables for the racing horses.

آنها طویله‌های جدیدی برای اسب‌های مسابقه‌ای ساختند.

visitors are allowed to tour the stables.

به بازدیدکنندگان اجازه بازدید از طویله داده می‌شود.

it's important to maintain the stables properly.

نگهداری مناسب از طویله‌ها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید