stagflations

[ایالات متحده]/stæɡˈfleɪʃənz/
[بریتانیا]/stæɡˈfleɪʃənz/

ترجمه

n. وضعیتی که در آن تورم و بیکاری به طور همزمان افزایش می‌یابند

عبارات و ترکیب‌ها

high stagflations

تورم رکود بالا

causing stagflations

باعث تورم رکود

prevent stagflations

جلوگیری از تورم رکود

analyze stagflations

تجزیه و تحلیل تورم رکود

impact stagflations

تاثیرگذاری بر تورم رکود

address stagflations

رسیدگی به تورم رکود

manage stagflations

مدیریت تورم رکود

study stagflations

مطالعه تورم رکود

combat stagflations

مقابله با تورم رکود

forecast stagflations

پیش‌بینی تورم رکود

جملات نمونه

stagflations can lead to increased unemployment rates.

تورم رکود می‌تواند منجر به افزایش نرخ بیکاری شود.

governments often struggle to combat stagflations effectively.

دولت‌ها اغلب برای مقابله موثر با تورم رکود تلاش می‌کنند.

during stagflations, consumer confidence tends to decline.

در طول تورم رکود، اعتماد مصرف‌کننده تمایل به کاهش دارد.

stagflations present unique challenges for policymakers.

تورم رکود چالش‌های منحصربه‌فردی را برای سیاست‌گذاران ایجاد می‌کند.

investors often become cautious during periods of stagflations.

سرمایه‌گذاران اغلب در دوره‌های تورم رکود محتاط می‌شوند.

stagflations are characterized by stagnant growth and rising inflation.

تورم رکود با رشد راکد و افزایش تورم مشخص می‌شود.

addressing stagflations requires a balanced economic approach.

مقابله با تورم رکود نیاز به یک رویکرد اقتصادی متعادل دارد.

stagflations can erode purchasing power over time.

تورم رکود می‌تواند قدرت خرید را در طول زمان کاهش دهد.

many economists study the causes of stagflations.

بسیاری از اقتصاددانان علل تورم رکود را مطالعه می‌کنند.

stagflations can lead to social unrest and dissatisfaction.

تورم رکود می‌تواند منجر به نارضایتی و بی‌اعتمادی اجتماعی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید