stam

[ایالات متحده]/stæm/
[بریتانیا]/stæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استام (نام مردانه); علف هرز مزارع (علف‌کش); علف هرز مزارع

عبارات و ترکیب‌ها

stam time

زمان استم

stam value

مقدار استم

stam code

کد استم

stam data

داده استم

stam format

فرمت استم

stam entry

ورود استم

stam record

رکورد استم

stam log

گزارش استم

stam field

فیلد استم

stam event

رویداد استم

جملات نمونه

he has a strong stamp of approval from his peers.

او مهر تاییدی قوی از همکارانش دارد.

the artist put a personal stamp on her work.

هنرمند اثر خود را با یک مهر شخصی تزئین کرد.

she received a stamp of authenticity for the painting.

او برای نقاشی یک مهر اصالت دریافت کرد.

make sure to stamp your passport at the border.

مطمئن شوید گذرنامه خود را در مرز مهر کنید.

he left a lasting stamp on the community.

او تأثیر ماندگاری بر جامعه گذاشت.

the company’s logo is a stamp of quality.

لوگوی شرکت نشان دهنده کیفیت است.

she used a special stamp for her invitations.

او از یک مهر خاص برای دعوتنامه های خود استفاده کرد.

his experiences have left a stamp on his character.

تجربیات او تأثیر بسزایی بر شخصیت او گذاشته است.

the stamp collection was worth a lot of money.

کلکسیون تمبرها ارزش زیادی داشت.

they put a stamp on the envelope before mailing it.

آنها قبل از ارسال آن، روی پاکت نامه مهر زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید