starres

[ایالات متحده]/stɑːrz/
[بریتانیا]/stɑːrz/

ترجمه

n. فرم جمع ستاره (حروف تقویمی)
v. فرم سوم شخص جمع فعل ستاره

جملات نمونه

the ancient mariners navigated by the fixed starres in the night sky.

دریانوردان باستانی با استفاده از ستاره‌های ثابت در آسمان شب مسیر خود را پیمودند.

poets often write that our destinies are written in the starres.

شاعران اغلب می‌نویسند که سرنوشت ما در ستاره‌ها نوشته شده است.

without the city lights, we could see the galaxy of starres clearly.

بدون نور شهر، ما می‌توانستیم به وضوح کهکشان ستاره‌ها را ببینیم.

she gazed at the twinkling starres and made a silent wish.

او به ستاره‌های لرزان نگاه کرد و به سکت یک آرزویی داشت.

the astronomer charted the movement of the wandering starres.

اخترشناس حرکت ستاره‌های گردشگر را نقشه‌برداری کرد.

under the benevolent starres, the young couple pledged their eternal love.

زیر ستاره‌های مهربان، جفت جوان عشق بی‌پایان خود را قسم خورد.

the text explains how the fixed starres differ from the planets.

این متن توضیح می‌دهد که چگونه ستاره‌های ثابت با سیارات متفاوت است.

look up at the starres whenever you feel lonely and lost.

هر زمان که احساس تنهایی و گم شدگی می‌کنی، به ستاره‌ها نگاه کن.

the navigator used the position of the starres to determine their latitude.

نavigater از موقعیت ستاره‌ها برای تعیین عرض جغرافیایی خود استفاده کرد.

we stood on the deck and watched the reflection of the starres on the water.

ما روی پلکه ایستاده و بازتاب ستاره‌ها روی آب را مشاهده کردیم.

many believe that the alignment of the starres influences human affairs.

بسیاری معتقدند که چیدمان ستاره‌ها روی امور انسانی تأثیر می‌گذارد.

the desert night was cold, but the bright starres provided comfort.

شب صحرا سرد بود، اما ستاره‌های روشن راحتی ایجاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید