starry

[ایالات متحده]/'stɑːrɪ/
[بریتانیا]/'stɑri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از ستاره; دارای ستاره های زیاد
Word Forms
صفت عالیstarriest

عبارات و ترکیب‌ها

starry night

شب پر ستاره

starry sky

آسمان پرستاره

جملات نمونه

the starry host of heaven.

میراث آسمانی پر ستاره

tiny white starry flowers.

گل‌های کوچک سفید و ستاره‌ای

the twinkling of a starry sky.

درخشش آسمان ستاره‌ای

I like the starry winter sky.

من آسمان زمستانی پر ستاره را دوست دارم.

He looked at the starry heavens.

او به آسمان‌های پر ستاره نگاه کرد.

a starry-eyed reformer; starry-eyed idealism.

یک اصلاح‌طلب با چشمان پُر ستاره؛ ایده‌آلیسم پُر ستاره.

the series had the benefit of a starry cast.

سری با بازیگران برجسته و مشهور داشت.

I was just a starry-eyed teenager, dreaming of singing at Wembley stadium.

من فقط یک نوجوان با چشمانی پر ستاره بودم، رویای خواندن در استادیوم ومبلی را داشتم.

I must search in the drowsy shade of the bakula grove, where pigeons coo in their corner, and fairies' anklets tinkle in the stillness of starry nights.

من باید در سایه ملایم درختان باکولا جستجو کنم، جایی که کبوترها در گوشه خود هم‌نوا می‌شوند و زنگوله‌های النگوی پریان در سکوت شب‌های پرستاره زنگ می‌زنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید