modeling

[ایالات متحده]/ˈmɒdəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɑːdəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرفه یک مدل؛ کیفیت سه‌بعدی یک شیء؛ فرآیند ایجاد یک مدل یا شبیه‌سازی؛ نمایشی مجسمه‌ای در هنر
adj. مربوط به ایجاد مدل‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

data modeling

مدل‌سازی داده

3d modeling

مدل‌سازی سه بعدی

statistical modeling

مدل‌سازی آماری

conceptual modeling

مدل‌سازی مفهومی

predictive modeling

مدل‌سازی پیش‌بینی

behavioral modeling

مدل‌سازی رفتاری

financial modeling

مدل‌سازی مالی

mathematical modeling

مدل‌سازی ریاضی

process modeling

مدل‌سازی فرآیند

simulation modeling

مدل‌سازی شبیه‌سازی

جملات نمونه

modeling is essential in fashion design.

مدل‌سازی برای طراحی مد ضروری است.

she is modeling for a famous brand.

او برای یک برند معروف مدل است.

they are modeling new techniques in architecture.

آنها در حال مدل‌سازی تکنیک‌های جدید در معماری هستند.

he enjoys modeling clay figures.

او از ساختن مجسمه‌های خمیری با مدل‌سازی لذت می‌برد.

modeling can improve your understanding of shapes.

مدل‌سازی می‌تواند درک شما از شکل‌ها را بهبود بخشد.

she started modeling at a young age.

او از سن جوانی شروع به مدل‌سازی کرد.

modeling software is used for simulations.

نرم‌افزار مدل‌سازی برای شبیه‌سازی استفاده می‌شود.

he is interested in 3d modeling for video games.

او به مدل‌سازی سه بعدی برای بازی‌های ویدیویی علاقه دارد.

modeling behavior can help in psychology.

مدل‌سازی رفتار می‌تواند در روانشناسی کمک کند.

she is modeling the latest trends in makeup.

او در حال مدل‌سازی آخرین روندها در آرایش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید