statuaries

[ایالات متحده]/ˈstætʃuəriz/
[بریتانیا]/ˈstætʃuˌɛriz/

ترجمه

n. (جمعی) مجسمه‌ها؛ تندیس‌ها؛ Figures ریخته‌گری شده؛ هنر ساخت مجسمه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

famous statuaries

مجسمه‌های مشهور

historic statuaries

مجسمه‌های تاریخی

ancient statuaries

مجسمه‌های باستانی

local statuaries

مجسمه‌های محلی

bronze statuaries

مجسمه‌های برنزی

religious statuaries

مجسمه‌های مذهبی

artistic statuaries

مجسمه‌های هنری

modern statuaries

مجسمه‌های مدرن

classic statuaries

مجسمه‌های کلاسیک

جملات نمونه

many statuary artists find inspiration in nature.

بسیاری از هنرمندان مجسمه‌ساز الهام خود را از طبیعت می‌گیرند.

the museum has a collection of ancient statuary.

موزه دارای مجموعه‌ای از مجسمه‌های باستانی است.

statuaries often use marble and bronze for their works.

مجسمه‌ها اغلب از مرمر و برنز برای آثار خود استفاده می‌کنند.

he studied the techniques of famous statuary masters.

او تکنیک‌های استادان مجسمه‌ساز مشهور را مطالعه کرد.

the park features beautiful outdoor statuary.

پارک دارای مجسمه‌های فضای باز زیبا است.

statuaries play a significant role in art history.

مجسمه‌ها نقش مهمی در تاریخ هنر دارند.

she commissioned a statuary piece for her garden.

او یک قطعه مجسمه برای باغ خود سفارش داد.

statuaries often participate in art exhibitions.

مجسمه‌ها اغلب در نمایشگاه‌های هنری شرکت می‌کنند.

his passion for statuary began at a young age.

اشتیاق او به مجسمه‌سازی از سن جوانی شروع شد.

the statuary in the cathedral is breathtaking.

مجسمه‌های داخل کلیسا نفس‌گیر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید