famous statuaries
مجسمههای مشهور
historic statuaries
مجسمههای تاریخی
ancient statuaries
مجسمههای باستانی
local statuaries
مجسمههای محلی
bronze statuaries
مجسمههای برنزی
religious statuaries
مجسمههای مذهبی
artistic statuaries
مجسمههای هنری
modern statuaries
مجسمههای مدرن
classic statuaries
مجسمههای کلاسیک
many statuary artists find inspiration in nature.
بسیاری از هنرمندان مجسمهساز الهام خود را از طبیعت میگیرند.
the museum has a collection of ancient statuary.
موزه دارای مجموعهای از مجسمههای باستانی است.
statuaries often use marble and bronze for their works.
مجسمهها اغلب از مرمر و برنز برای آثار خود استفاده میکنند.
he studied the techniques of famous statuary masters.
او تکنیکهای استادان مجسمهساز مشهور را مطالعه کرد.
the park features beautiful outdoor statuary.
پارک دارای مجسمههای فضای باز زیبا است.
statuaries play a significant role in art history.
مجسمهها نقش مهمی در تاریخ هنر دارند.
she commissioned a statuary piece for her garden.
او یک قطعه مجسمه برای باغ خود سفارش داد.
statuaries often participate in art exhibitions.
مجسمهها اغلب در نمایشگاههای هنری شرکت میکنند.
his passion for statuary began at a young age.
اشتیاق او به مجسمهسازی از سن جوانی شروع شد.
the statuary in the cathedral is breathtaking.
مجسمههای داخل کلیسا نفسگیر هستند.
famous statuaries
مجسمههای مشهور
historic statuaries
مجسمههای تاریخی
ancient statuaries
مجسمههای باستانی
local statuaries
مجسمههای محلی
bronze statuaries
مجسمههای برنزی
religious statuaries
مجسمههای مذهبی
artistic statuaries
مجسمههای هنری
modern statuaries
مجسمههای مدرن
classic statuaries
مجسمههای کلاسیک
many statuary artists find inspiration in nature.
بسیاری از هنرمندان مجسمهساز الهام خود را از طبیعت میگیرند.
the museum has a collection of ancient statuary.
موزه دارای مجموعهای از مجسمههای باستانی است.
statuaries often use marble and bronze for their works.
مجسمهها اغلب از مرمر و برنز برای آثار خود استفاده میکنند.
he studied the techniques of famous statuary masters.
او تکنیکهای استادان مجسمهساز مشهور را مطالعه کرد.
the park features beautiful outdoor statuary.
پارک دارای مجسمههای فضای باز زیبا است.
statuaries play a significant role in art history.
مجسمهها نقش مهمی در تاریخ هنر دارند.
she commissioned a statuary piece for her garden.
او یک قطعه مجسمه برای باغ خود سفارش داد.
statuaries often participate in art exhibitions.
مجسمهها اغلب در نمایشگاههای هنری شرکت میکنند.
his passion for statuary began at a young age.
اشتیاق او به مجسمهسازی از سن جوانی شروع شد.
the statuary in the cathedral is breathtaking.
مجسمههای داخل کلیسا نفسگیر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید