steamboating

[ایالات متحده]/ˈstiːmˌbəʊtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstimˌboʊtɪŋ/

ترجمه

n. عملیات یا استفاده از قایق بخار؛ نوعی فعالیت تفریحی که شامل قایق‌های بخار می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

steamboating adventure

ماجراجویی بخارکش

steamboating trip

سفر بخارکش

steamboating experience

تجربه بخارکش

steamboating journey

سفر بخارکش

steamboating tour

تور بخارکش

steamboating fun

سرگرمی بخارکش

steamboating festival

جشنواره بخارکش

steamboating event

رویداد بخارکش

steamboating show

نمایش بخارکش

steamboating race

مسابقه بخارکش

جملات نمونه

steamboating is a popular activity along the river.

گردش با کشتی بخار یک فعالیت محبوب در امتداد رودخانه است.

many tourists enjoy steamboating during their vacation.

بسیاری از گردشگران از گردش با کشتی بخار در طول تعطیلات خود لذت می برند.

steamboating offers a unique view of the landscape.

گردش با کشتی بخار منظره ای منحصر به فرد از مناظر را ارائه می دهد.

we went steamboating last weekend with friends.

ما آخر هفته گذشته با دوستانمان به گردش با کشتی بخار رفتیم.

steamboating can be a relaxing way to spend the afternoon.

گردش با کشتی بخار می تواند راهی آرام برای گذراندن بعد از ظهر باشد.

he loves steamboating on the weekends.

او آخر هفته ها عاشق گردش با کشتی بخار است.

steamboating has a rich history in america.

گردش با کشتی بخار تاریخچه غنی ای در آمریکا دارد.

they organized a steamboating event for charity.

آنها یک رویداد گردش با کشتی بخار برای کمک خیریه برگزار کردند.

steamboating is often associated with the mississippi river.

گردش با کشتی بخار اغلب با رودخانه می سی سی پی مرتبط است.

steamboating provides a nostalgic experience for many.

گردش با کشتی بخار یک تجربه نوستالژیک را برای بسیاری فراهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید