stenches

[ایالات متحده]/stɛntʃɪz/
[بریتانیا]/stɛnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بوی های ناخوشایند؛ بوی های قوی و نامطبوع

عبارات و ترکیب‌ها

bad stenches

بوی نامطبوع

foul stenches

بوی تعفن

strong stenches

بوی قوی

putrid stenches

بوی گندیدگی

unpleasant stenches

بوی ناخوشایند

lingering stenches

بوی ماندگار

offensive stenches

بوی زننده

overpowering stenches

بوی طاقت‌فرسا

acrid stenches

بوی تند

severe stenches

بوی شدید

جملات نمونه

the stench of garbage filled the air.

بوی نامطبوع زباله هوا را پر کرده بود.

she couldn't stand the stench coming from the drain.

او نمی‌توانست بوی نامطبوعی که از زهره‌کش می‌آمد را تحمل کند.

the stench of rotten eggs was unbearable.

بوی نامطبوع تخم مرغ فاسد غیرقابل تحمل بود.

he complained about the stench of the fish market.

او در مورد بوی نامطبوع بازار ماهی شکایت کرد.

the stench of smoke lingered in the room.

بوی نامطبوع دود در اتاق باقی ماند.

after the flood, the stench of mildew was everywhere.

پس از سیل، بوی نامطبوع کپک همه جا بود.

the stench from the factory was a serious concern.

بوی نامطبوعی که از کارخانه می‌آمد یک نگرانی جدی بود.

they tried to mask the stench with air fresheners.

آنها سعی کردند بوی نامطبوع را با خوشبوکننده‌ها بپوشانند.

the stench of decay was evident in the abandoned house.

بوی نامطبوع پوسیدگی در خانه متروکه آشکار بود.

the stench of sweat filled the gym after the workout.

بوی نامطبوع عرق پس از تمرین در باشگاه را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید