it stinks
بوی بدی میدهد
that stinks
همین که بو میدهد
life stinks
زندگی بو میدهد
everything stinks
همه چیز بو میدهد
smells stinks
بوها بو میدهند
work stinks
کار بو میدهد
school stinks
مدرسه بو میدهد
traffic stinks
ترافیک بو میدهد
food stinks
غذا بو میدهد
that really stinks
واقعاً بو میدهد
the garbage stinks after a week.
زباله بعد از یک هفته بوی نامطبوع میدهد.
it stinks when it rains for days.
وقتی چند روز باران میبارد، بوی نامطبوع میدهد.
the fish stinks if it's not fresh.
اگر ماهی تازه نباشد، بوی نامطبوع میدهد.
his attitude really stinks today.
رفتارش امروز خیلی بد است.
this room stinks of old socks.
این اتاق بوی جورابهای کهنه میدهد.
the cheese stinks, but it's delicious.
پنیر بوی نامطبوع میدهد، اما خوشمزه است.
it stinks to lose a game like that.
باختن در چنین بازیای خیلی بد است.
the bathroom stinks after a long party.
بعد از مهمانی طولانی، حمام بوی نامطبوع میدهد.
that perfume stinks; i can't stand it.
آن عطر خیلی بد است؛ من نمیتوانم تحمل کنم.
it stinks when friends betray you.
وقتی دوستان شما را ناامید میکنند، خیلی بد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید