stinks

[ایالات متحده]/stɪŋks/
[بریتانیا]/stɪŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بوی بد دادن; ناخوشایند یا توهین‌آمیز بودن
n. بوی بد; شخص ناخوشایند

عبارات و ترکیب‌ها

it stinks

بوی بدی می‌دهد

that stinks

همین که بو می‌دهد

life stinks

زندگی بو می‌دهد

everything stinks

همه چیز بو می‌دهد

smells stinks

بوها بو می‌دهند

work stinks

کار بو می‌دهد

school stinks

مدرسه بو می‌دهد

traffic stinks

ترافیک بو می‌دهد

food stinks

غذا بو می‌دهد

that really stinks

واقعاً بو می‌دهد

جملات نمونه

the garbage stinks after a week.

زباله بعد از یک هفته بوی نامطبوع می‌دهد.

it stinks when it rains for days.

وقتی چند روز باران می‌بارد، بوی نامطبوع می‌دهد.

the fish stinks if it's not fresh.

اگر ماهی تازه نباشد، بوی نامطبوع می‌دهد.

his attitude really stinks today.

رفتارش امروز خیلی بد است.

this room stinks of old socks.

این اتاق بوی جوراب‌های کهنه می‌دهد.

the cheese stinks, but it's delicious.

پنیر بوی نامطبوع می‌دهد، اما خوشمزه است.

it stinks to lose a game like that.

باختن در چنین بازی‌ای خیلی بد است.

the bathroom stinks after a long party.

بعد از مهمانی طولانی، حمام بوی نامطبوع می‌دهد.

that perfume stinks; i can't stand it.

آن عطر خیلی بد است؛ من نمی‌توانم تحمل کنم.

it stinks when friends betray you.

وقتی دوستان شما را ناامید می‌کنند، خیلی بد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید