stenting

[ایالات متحده]/ˈstɛntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstɛntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روش پزشکی که شامل قرار دادن استنت برای باز نگه‌داشتن یک گذرگاه است

عبارات و ترکیب‌ها

cardiac stenting

قرار دادن استنت قلبی

vascular stenting

قرار دادن استنت عروقی

stenting procedure

روش قرار دادن استنت

stenting technique

تکنیک قرار دادن استنت

emergency stenting

قرار دادن استنت اورژانس

stenting therapy

درمان با استنت

stenting options

گزینه‌های قرار دادن استنت

stenting complications

عوارض قرار دادن استنت

stenting success

موفقیت قرار دادن استنت

stenting benefits

مزایای قرار دادن استنت

جملات نمونه

stenting is often used to treat blocked arteries.

استنتینگ اغلب برای درمان عروق مسدود شده استفاده می‌شود.

the doctor recommended stenting after the angiogram.

پزشک پس از آنژیوگرافی، استنتینگ را توصیه کرد.

patients may experience less pain with stenting compared to bypass surgery.

بیماران ممکن است در مقایسه با جراحی بای‌پس، درد کمتری با استنتینگ تجربه کنند.

stenting can improve blood flow significantly.

استنتینگ می‌تواند جریان خون را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.

complications from stenting are rare but can occur.

عوارض ناشی از استنتینگ نادر است اما ممکن است رخ دهد.

stenting is a minimally invasive procedure.

استنتینگ یک روش تهاجمی کم است.

after stenting, patients are monitored for any adverse reactions.

پس از استنتینگ، بیماران برای هرگونه واکنش نامطلوب تحت نظر قرار می‌گیرند.

stenting can be performed under local anesthesia.

استنتینگ را می‌توان تحت بی حسی موضعی انجام داد.

many patients recover quickly after stenting.

بسیاری از بیماران پس از استنتینگ به سرعت بهبودی می‌یابند.

stenting has become a common procedure in cardiology.

استنتینگ به یک روش معمول در قلب‌شناسی تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید