stereo

[ایالات متحده]/'sterɪəʊ/
[بریتانیا]/ˈstɛriˌo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استریو; سیستم استریو; [چاپ] کلیشه
adj. استریو; سه‌بعدی; حس سه‌بعدی.

عبارات و ترکیب‌ها

stereo system

سیستم استریو

stereo speakers

بلندگوهای استریو

stereo sound

صدای استریو

stereo display

صفحه نمایش استریو

stereo type

کلیشه

stereo effect

اثر استریو

جملات نمونه

She turned on the stereo to listen to music.

او استریو را روشن کرد تا به موسیقی گوش دهد.

The stereo system in the car is very advanced.

سیستم استریو در ماشین بسیار پیشرفته است.

He adjusted the settings on the stereo for better sound quality.

او تنظیمات استریو را برای کیفیت صدای بهتر تنظیم کرد.

The stereo speakers are connected to the amplifier.

بلندگوهای استریو به تقویت کننده متصل هستند.

I like to listen to podcasts on my stereo while cooking.

من دوست دارم در حین آشپزی به پادکست های استریو گوش دهم.

The stereo receiver allows you to switch between different audio sources.

گیرنده استریو به شما امکان می دهد بین منابع صوتی مختلف جابجا شوید.

She bought a new stereo for her living room.

او یک استریوی جدید برای اتاق نشیمن خود خرید.

The stereo was playing classical music softly in the background.

استریو به آرامی موسیقی کلاسیک را در پس زمینه پخش می کرد.

He plugged his phone into the stereo to play his favorite playlist.

او تلفن خود را به استریو متصل کرد تا لیست پخش مورد علاقه خود را پخش کند.

The stereo volume was turned up so loud that the neighbors complained.

صدای استریو آنقدر زیاد بود که همسایگان شکایت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید