sterilest

[ایالات متحده]/ˈstɛrɪlɛst/
[بریتانیا]/ˈstɛrɪlɪst/

ترجمه

adj. بیشتر آزاد از باکتری‌ها یا میکروارگانیسم‌های زنده دیگر؛ بیشتر ناتوان از تولید مثل

عبارات و ترکیب‌ها

sterilest conditions

بهترین شرایط

sterilest environment

بهترین محیط

sterilest equipment

بهترین تجهیزات

sterilest practices

بهترین روش‌ها

sterilest methods

بهترین روش‌ها

sterilest surfaces

بهترین سطوح

sterilest techniques

بهترین تکنیک‌ها

sterilest solutions

بهترین راه حل‌ها

sterilest areas

بهترین مناطق

sterilest tools

بهترین ابزارها

جملات نمونه

the sterilest environment is crucial for laboratory experiments.

محیط استریل‌شده برای آزمایش‌های آزمایشگاهی بسیار مهم است.

surgeons prefer the sterilest tools for operations.

جراحان ترجیح می‌دهند برای انجام عمل جراحی از ابزارهای استریل‌شده استفاده کنند.

in a hospital, the sterilest conditions help prevent infections.

در یک بیمارستان، شرایط استریل‌شده به جلوگیری از عفونت‌ها کمک می‌کند.

the sterilest water is used for injections.

برای تزریقات از آب استریل‌شده استفاده می‌شود.

they maintained the sterilest atmosphere in the clean room.

آنها فضای استریل‌شده را در اتاق تمیز حفظ کردند.

for safety, the sterilest packaging is essential.

برای ایمنی، بسته‌بندی استریل‌شده ضروری است.

the lab technician ensured the sterilest procedures were followed.

تکنسین آزمایشگاه اطمینان حاصل کرد که رویه‌های استریل‌شده رعایت می‌شوند.

we need to create the sterilest conditions possible for the experiment.

ما باید شرایط استریل‌شده تا حد امکان برای آزمایش ایجاد کنیم.

the sterilest surfaces are critical in a surgical setting.

سطوح استریل‌شده در یک محیط جراحی بسیار مهم هستند.

only the sterilest equipment can be used in this procedure.

فقط می‌توان از تجهیزات استریل‌شده در این روش استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید