cleanest

[ایالات متحده]/ˈkliːnɪst/
[بریتانیا]/ˈkliːnɪst/

ترجمه

adj.آزادترین از کثیفی، علائم یا لکه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

cleanest shirt

سفیدترین پیراهن

cleanest water

سفیدترین آب

keeping cleanest

حفظ کردن تمیزترین

cleanest room

تمیزترین اتاق

cleanest house

تمیزترین خانه

cleanest energy

تمیزترین انرژی

cleanest streets

تمیزترین خیابان‌ها

cleanest towels

تمیزترین حوله‌ها

being cleanest

تمیز بودن

cleanest kitchen

تمیزترین آشپزخانه

جملات نمونه

the cleanest beach in the state is right here.

تمیزترین ساحل ایالت همینجاست.

she has the cleanest record of any candidate.

او بهترین سابقه را در بین همه نامزدها دارد.

this is the cleanest hotel room i've ever stayed in.

این تمیزترین اتاق هتلی است که تا به حال در آن اقامت کرده ام.

he always keeps his workspace the cleanest.

او همیشه فضای کاری خود را تمیز نگه می دارد.

the cleanest energy source is solar power.

تمیزترین منبع انرژی، انرژی خورشیدی است.

we need the cleanest water for our children.

ما به آب تمیز برای فرزندانمان نیاز داریم.

it's the cleanest way to travel by train.

سفر با قطار یکی از تمیزترین روش های سفر است.

she gave the house the cleanest sweep i've ever seen.

او با بهترین حالت خانه را جارو کرد.

the cleanest air is found in the mountains.

تمیزترین هوا در کوهستان یافت می شود.

he wants to run the cleanest campaign possible.

او می خواهد یک کمپین تا حد امکان تمیز برگزار کند.

this is the cleanest cut of meat i've seen.

این تمیزترین برش گوشت است که تا به حال دیده ام.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید