cleanest shirt
سفیدترین پیراهن
cleanest water
سفیدترین آب
keeping cleanest
حفظ کردن تمیزترین
cleanest room
تمیزترین اتاق
cleanest house
تمیزترین خانه
cleanest energy
تمیزترین انرژی
cleanest streets
تمیزترین خیابانها
cleanest towels
تمیزترین حولهها
being cleanest
تمیز بودن
cleanest kitchen
تمیزترین آشپزخانه
the cleanest beach in the state is right here.
تمیزترین ساحل ایالت همینجاست.
she has the cleanest record of any candidate.
او بهترین سابقه را در بین همه نامزدها دارد.
this is the cleanest hotel room i've ever stayed in.
این تمیزترین اتاق هتلی است که تا به حال در آن اقامت کرده ام.
he always keeps his workspace the cleanest.
او همیشه فضای کاری خود را تمیز نگه می دارد.
the cleanest energy source is solar power.
تمیزترین منبع انرژی، انرژی خورشیدی است.
we need the cleanest water for our children.
ما به آب تمیز برای فرزندانمان نیاز داریم.
it's the cleanest way to travel by train.
سفر با قطار یکی از تمیزترین روش های سفر است.
she gave the house the cleanest sweep i've ever seen.
او با بهترین حالت خانه را جارو کرد.
the cleanest air is found in the mountains.
تمیزترین هوا در کوهستان یافت می شود.
he wants to run the cleanest campaign possible.
او می خواهد یک کمپین تا حد امکان تمیز برگزار کند.
this is the cleanest cut of meat i've seen.
این تمیزترین برش گوشت است که تا به حال دیده ام.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید