sternnesses

[ایالات متحده]/ˈstɜːn.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈstɜrn.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت جدی و سختگیر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

sternnesses of authority

سخت‌گیری‌های قدرت

sternnesses in leadership

سخت‌گیری‌ها در رهبری

sternnesses of discipline

سخت‌گیری‌های انضباط

sternnesses in education

سخت‌گیری‌ها در آموزش

sternnesses of law

سخت‌گیری‌های قانون

sternnesses of rules

سخت‌گیری‌های قوانین

sternnesses in training

سخت‌گیری‌ها در آموزش

sternnesses of tradition

سخت‌گیری‌های سنت

sternnesses in parenting

سخت‌گیری‌ها در تربیت فرزند

sternnesses of character

سخت‌گیری‌های اخلاق

جملات نمونه

his sternnesses often intimidate his students.

سخت‌گیری‌های او اغلب دانشجویانش را می‌ترساند.

she showed her sternnesses when discussing the rules.

او سخت‌گیری‌های خود را هنگام بحث در مورد قوانین نشان داد.

the manager's sternnesses were necessary for maintaining order.

سخت‌گیری‌های مدیر برای حفظ نظم ضروری بود.

despite his sternnesses, he cared deeply for his team.

با وجود سخت‌گیری‌هایش، او به شدت به تیمش اهمیت می‌داد.

her sternnesses in the classroom helped improve discipline.

سخت‌گیری‌های او در کلاس به بهبود نظم کمک کرد.

he balanced his sternnesses with moments of kindness.

او سخت‌گیری‌های خود را با لحظاتی از مهربانی متعادل کرد.

parents often exhibit sternnesses to guide their children.

والدین اغلب سخت‌گیری‌هایی را نشان می‌دهند تا به راهنمایی فرزندانشان کمک کنند.

the coach's sternnesses pushed the players to improve.

سخت‌گیری‌های مربی بازیکنان را به سمت بهبود سوق داد.

her sternnesses were softened by her warm smile.

سخت‌گیری‌های او با لبخند گرمش ملایم‌تر شدند.

they respected his sternnesses but also appreciated his fairness.

آنها به سخت‌گیری‌های او احترام می‌گذاشتند اما انصاف او را هم ارزیابی می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید