stickling

[ایالات متحده]/ˈstɪklɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstɪklɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری stickle، به معنای اصرار بر یک نکته جزئی

عبارات و ترکیب‌ها

stickling point

نقطه گیر

stickling rules

قوانین گیر

stickling detail

جزئیات گیر

stickling standards

استانداردهای گیر

stickling issues

مشکلات گیر

stickling demands

الزامات گیر

stickling guidelines

دستورالعمل‌های گیر

stickling criteria

معیارهای گیر

stickling expectations

انتظارات گیر

stickling practices

روش‌های گیر

جملات نمونه

he is stickling for details in his reports.

او در گزارش‌های خود به جزئیات اهمیت می‌دهد.

she is stickling about the dress code at work.

او در مورد قوانین لباس در محل کار سخت‌گیری می‌کند.

my teacher is stickling on grammar rules.

معلم من در مورد قوانین دستور زبان سخت‌گیری می‌کند.

they are stickling for punctuality in meetings.

آنها در جلسات به به موقع بودن اهمیت می‌دهند.

he is stickling for accuracy in his calculations.

او در محاسبات خود به دقت اهمیت می‌دهد.

she is stickling for quality in her projects.

او در پروژه‌های خود به کیفیت اهمیت می‌دهد.

the editor is stickling for clarity in the manuscript.

ویراستار به وضوح دست‌نویس اهمیت می‌دهد.

he is stickling for the rules during the game.

او در طول بازی به قوانین اهمیت می‌دهد.

they are stickling for safety protocols in the lab.

آنها در آزمایشگاه به پروتکل‌های ایمنی اهمیت می‌دهند.

she is stickling for proper etiquette at the event.

او در رویداد به رعایت آداب و رسوم اهمیت می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید