stickman

[ایالات متحده]/ˈstɪk.mæn/
[بریتانیا]/ˈstɪkˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح عامیانه برای مدیر چیپ کازینو؛ اصطلاح عامیانه برای بازیکن هاکی
Word Forms
جمعstickmen

عبارات و ترکیب‌ها

stickman figure

چهره استیکمن

stickman animation

انیمیشن استیکمن

stickman game

بازی استیکمن

stickman drawing

نقاشی استیکمن

stickman fight

نبرد استیکمن

stickman art

هنر استیکمن

stickman battle

جنگ استیکمن

stickman run

دویدن استیکمن

stickman shooter

تیرانداز استیکمن

stickman story

داستان استیکمن

جملات نمونه

the stickman danced across the screen.

مردکی به رقص در آمد و از روی صفحه عبور کرد.

he drew a stickman to represent himself.

او یک مردکی کشید تا خود را نشان دهد.

the stickman jumped over the obstacles.

مردکی از روی موانع پرید.

kids love to create stickman animations.

بچه ها عاشق ساخت انیمیشن های مردکی هستند.

she used a stickman to explain her idea.

او از یک مردکی برای توضیح ایده خود استفاده کرد.

the stickman was drawn with a simple pencil.

مردکی با یک مداد ساده کشیده شد.

they played a game featuring a stickman hero.

آنها یک بازی با یک قهرمان مردکی انجام دادند.

the stickman fell down but quickly got up.

مردکی افتاد اما به سرعت بلند شد.

he created a comic strip with a stickman character.

او یک کامیک استریپ با یک شخصیت مردکی ساخت.

in the game, the stickman must defeat the enemies.

در بازی، مردکی باید دشمنان را شکست دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید