stickpins

[ایالات متحده]/ˈstɪkˌpɪnz/
[بریتانیا]/ˈstɪkˌpɪnz/

ترجمه

n. سنجاق‌های تزئینی که برای ثابت کردن کراوات استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

stickpins collection

کلکسیون سنجاقک

stickpins display

نمایش سنجاقک

stickpins set

ست سنجاقک

stickpins holder

نگهدارنده سنجاقک

stickpins box

جعبه سنجاقک

stickpins design

طراحی سنجاقک

stickpins assortment

انتخاب سنجاقک

stickpins craft

هنر و کاردستی سنجاقک

stickpins art

هنر سنجاقک

stickpins project

پروژه سنجاقک

جملات نمونه

she used stickpins to secure the fabric in place.

او از سنجاق‌های تزئینی برای محکم کردن پارچه استفاده می‌کرد.

he collected antique stickpins as a hobby.

او جمع‌آوری سنجاق‌های تزئینی قدیمی را به عنوان یک سرگرمی انجام می‌داد.

stickpins can add a touch of elegance to any outfit.

سنجاق‌های تزئینی می‌توانند ظاهری شیک و زیبا به هر لباسی اضافه کنند.

she wore a beautiful stickpin on her hat.

او یک سنجاق تزئینی زیبا روی کلاهش استفاده کرد.

he found a rare stickpin at the flea market.

او یک سنجاق تزئینی کمیاب در بازار دست‌دوم پیدا کرد.

stickpins were popular accessories in the early 20th century.

سنجاق‌های تزئینی در اوایل قرن بیستم لوازم جانبی محبوبی بودند.

she carefully arranged the stickpins in her collection.

او با دقت سنجاق‌های تزئینی را در مجموعه خود مرتب کرد.

he gifted her a stickpin as a sign of affection.

او به عنوان نشانه محبت سنجاق تزئینی به او هدیه داد.

they discussed the history of stickpins during the meeting.

آنها در طول جلسه در مورد تاریخچه سنجاق‌های تزئینی بحث کردند.

she often uses stickpins to create unique jewelry pieces.

او اغلب از سنجاق‌های تزئینی برای ساختن قطعات جواهرات منحصر به فرد استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید