stiflings

[ایالات متحده]/ˈstaɪflɪŋz/
[بریتانیا]/ˈstaɪflɪŋz/

ترجمه

adj. باعث خفگی; سرکوبگر
v. عمل خفه کردن; خرد کردن (شکل حال استنکاف)

عبارات و ترکیب‌ها

stiflings of creativity

سرکوب خلاقیت

stiflings of expression

سرکوب بیان

stiflings of growth

سرکوب رشد

stiflings of innovation

سرکوب نوآوری

stiflings of freedom

سرکوب آزادی

stiflings of thought

سرکوب تفکر

stiflings of ambition

سرکوب جاه‌طلبی

stiflings of talent

سرکوب استعداد

stiflings of potential

سرکوب پتانسیل

stiflings of ideas

سرکوب ایده ها

جملات نمونه

his stiflings of creativity made the team less innovative.

سرکوب خلاقیت او باعث شد تیم کمتر نوآور باشد.

the stiflings of free speech can lead to social unrest.

سرکوب آزادی بیان می تواند منجر به ناآرامی های اجتماعی شود.

she felt the stiflings of tradition holding her back.

او احساس کرد که سنت ها او را عقب نگه می دارند.

stiflings in the workplace can hinder employee morale.

سرکوب در محل کار می تواند روحیه کارمندان را کاهش دهد.

his stiflings of dissent were met with resistance.

سرکوب مخالفت او با مقاومت روبرو شد.

the stiflings of innovation can damage a company's growth.

سرکوب نوآوری می تواند به رشد یک شرکت آسیب برساند.

she recognized the stiflings of her own fears.

او ترس های خودش را تشخیص داد.

stiflings in education can limit students' potential.

سرکوب در آموزش می تواند پتانسیل دانش آموزان را محدود کند.

his stiflings of emotions made it hard for him to connect with others.

سرکوب احساسات او باعث شد برقراری ارتباط با دیگران برایش دشوار باشد.

the stiflings of individuality can lead to conformity.

سرکوب فردیت می تواند منجر به انطباق شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید