restraints

[ایالات متحده]/rɪˈstreɪnts/
[بریتانیا]/rɪˈstreɪnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نگه داشتن یا محدود کردن چیزی؛ خودکنترلی یا اعتدال؛ قدرت یا نفوذ برای محدود کردن یا محدود کردن؛ نیرویی که محدود می‌کند یا باز می‌دارد

عبارات و ترکیب‌ها

legal restraints

محدودیت‌های قانونی

physical restraints

محدودیت‌های فیزیکی

trade restraints

محدودیت‌های تجاری

self-restraints

خودکنترساری

emotional restraints

محدودیت‌های عاطفی

market restraints

محدودیت‌های بازار

social restraints

محدودیت‌های اجتماعی

budgetary restraints

محدودیت‌های بودجه‌ای

time restraints

محدودیت‌های زمانی

regulatory restraints

محدودیت‌های قانونی

جملات نمونه

there are legal restraints on the use of personal data.

محدودیت‌های قانونی در استفاده از داده‌های شخصی وجود دارد.

he felt the restraints of societal expectations.

او محدودیت‌های انتظارات جامعه را احساس کرد.

the restraints on spending helped the company save money.

محدودیت در هزینه‌ها به شرکت کمک کرد تا پول پس‌انداز کند.

she broke free from the restraints of her past.

او از محدودیت‌های گذشته خود رها شد.

they imposed strict restraints on their travel plans.

آنها محدودیت‌های سختگیرانه ای بر برنامه های سفر خود تحمیل کردند.

restraints in the budget led to project delays.

محدودیت در بودجه منجر به تاخیر در پروژه شد.

he felt the emotional restraints of his upbringing.

او محدودیت‌های عاطفی دوران کودکی خود را احساس کرد.

the government placed restraints on industrial emissions.

دولت محدودیت‌هایی را بر انتشار صنعتی تحمیل کرد.

restraints in communication can lead to misunderstandings.

محدودیت در ارتباطات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

they discussed the restraints of their current policy.

آنها در مورد محدودیت‌های سیاست فعلی خود بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید