stigmatisations

[ایالات متحده]/ˌstɪɡ.mə.tɪˈzeɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/ˌstɪɡ.mə.tɪˈzeɪ.ʃənz/

ترجمه

n. عمل توصیف یا در نظر گرفتن کسی یا چیزی به عنوان شایسته ننگ یا عدم تأیید بزرگ؛ حالت ننگین بودن

عبارات و ترکیب‌ها

social stigmatisations

stigmatisation های اجتماعی

cultural stigmatisations

stigmatisation های فرهنگی

mental stigmatisations

stigmatisation های ذهنی

health stigmatisations

stigmatisation های بهداشتی

economic stigmatisations

stigmatisation های اقتصادی

racial stigmatisations

stigmatisation های نژادی

gender stigmatisations

stigmatisation های جنسیتی

disability stigmatisations

stigmatisation های ناتوانی

sexual stigmatisations

stigmatisation های جنسی

religious stigmatisations

stigmatisation های مذهبی

جملات نمونه

stigmatisations can lead to social isolation.

تبعیضات می‌توانند منجر به انزوا اجتماعی شوند.

he faced stigmatisations due to his mental health issues.

او به دلیل مشکلات سلامت روان خود با تبعیضات روبرو شد.

stigmatisations in society can hinder recovery.

تبعیضات در جامعه می‌توانند روند بهبودی را مختل کنند.

efforts to reduce stigmatisations are essential.

تلاش برای کاهش تبعیضات ضروری است.

stigmatisations affect people's willingness to seek help.

تبعیضات بر تمایل مردم به دریافت کمک تأثیر می‌گذارد.

education can help combat stigmatisations.

آموزش می‌تواند به مبارزه با تبعیضات کمک کند.

stigmatisations often arise from misinformation.

تبعیضات اغلب از اطلاعات نادرست ناشی می‌شوند.

she spoke out against the stigmatisations of addiction.

او با صدای بلند علیه تبعیضات اعتیاد صحبت کرد.

stigmatisations can perpetuate discrimination.

تبعیضات می‌توانند تبعیض را تداوم بخشند.

understanding the roots of stigmatisations is crucial.

درک ریشه‌های تبعیضات بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید