stigmatism

[ایالات متحده]/ˈstɪɡmətɪzəm/
[بریتانیا]/ˈstɪɡməˌtɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت داشتن لکه های کوچک یا زخم ها؛ انکسار نور عادی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

astigmatism correction

تصحیح دوتایی

lens for astigmatism

لنز برای آستیگماتیسم

astigmatism test

تست آستیگماتیسم

symptoms of astigmatism

علائم آستیگماتیسم

astigmatism treatment

درمان دوزه‌بینی

astigmatism diagnosis

تشخیص دوتایی

types of astigmatism

انواع آستیگماتیسم

astigmatism causes

علت آستیگماتیسم

correct astigmatism

اصلاح آستیگماتیسم

astigmatism glasses

عینک آستیگماتیسم

جملات نمونه

he was diagnosed with astigmatism last year.

او سال گذشته به آستیگماتیسم مبتلا شد.

astigmatism can cause blurred vision.

آستیگماتیسم می تواند باعث تاری دید شود.

wearing glasses can correct astigmatism.

استفاده از عینک می تواند آستیگماتیسم را اصلاح کند.

many people are unaware they have astigmatism.

بسیاری از افراد متوجه نیستند که به آستیگماتیسم مبتلا هستند.

astigmatism is often treated with contact lenses.

آستیگماتیسم اغلب با لنزهای تماسی درمان می شود.

children can also suffer from astigmatism.

کودکان نیز می توانند به آستیگماتیسم مبتلا شوند.

he noticed his astigmatism during a routine eye exam.

او آستیگماتیسم خود را در طول معاینه چشمی روتین متوجه شد.

astigmatism can be hereditary in some families.

آستیگماتیسم می تواند در برخی از خانواده ها به ارث برسد.

regular eye check-ups can help detect astigmatism early.

معاینه های منظم چشم می تواند به تشخیص زودهنگام آستیگماتیسم کمک کند.

he learned about astigmatism from his optometrist.

او در مورد آستیگماتیسم از اپتومتریست خود اطلاعات کسب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید