| جمع | stigmatisms |
astigmatism correction
تصحیح دوتایی
lens for astigmatism
لنز برای آستیگماتیسم
astigmatism test
تست آستیگماتیسم
symptoms of astigmatism
علائم آستیگماتیسم
astigmatism treatment
درمان دوزهبینی
astigmatism diagnosis
تشخیص دوتایی
types of astigmatism
انواع آستیگماتیسم
astigmatism causes
علت آستیگماتیسم
correct astigmatism
اصلاح آستیگماتیسم
astigmatism glasses
عینک آستیگماتیسم
he was diagnosed with astigmatism last year.
او سال گذشته به آستیگماتیسم مبتلا شد.
astigmatism can cause blurred vision.
آستیگماتیسم می تواند باعث تاری دید شود.
wearing glasses can correct astigmatism.
استفاده از عینک می تواند آستیگماتیسم را اصلاح کند.
many people are unaware they have astigmatism.
بسیاری از افراد متوجه نیستند که به آستیگماتیسم مبتلا هستند.
astigmatism is often treated with contact lenses.
آستیگماتیسم اغلب با لنزهای تماسی درمان می شود.
children can also suffer from astigmatism.
کودکان نیز می توانند به آستیگماتیسم مبتلا شوند.
he noticed his astigmatism during a routine eye exam.
او آستیگماتیسم خود را در طول معاینه چشمی روتین متوجه شد.
astigmatism can be hereditary in some families.
آستیگماتیسم می تواند در برخی از خانواده ها به ارث برسد.
regular eye check-ups can help detect astigmatism early.
معاینه های منظم چشم می تواند به تشخیص زودهنگام آستیگماتیسم کمک کند.
he learned about astigmatism from his optometrist.
او در مورد آستیگماتیسم از اپتومتریست خود اطلاعات کسب کرد.
astigmatism correction
تصحیح دوتایی
lens for astigmatism
لنز برای آستیگماتیسم
astigmatism test
تست آستیگماتیسم
symptoms of astigmatism
علائم آستیگماتیسم
astigmatism treatment
درمان دوزهبینی
astigmatism diagnosis
تشخیص دوتایی
types of astigmatism
انواع آستیگماتیسم
astigmatism causes
علت آستیگماتیسم
correct astigmatism
اصلاح آستیگماتیسم
astigmatism glasses
عینک آستیگماتیسم
he was diagnosed with astigmatism last year.
او سال گذشته به آستیگماتیسم مبتلا شد.
astigmatism can cause blurred vision.
آستیگماتیسم می تواند باعث تاری دید شود.
wearing glasses can correct astigmatism.
استفاده از عینک می تواند آستیگماتیسم را اصلاح کند.
many people are unaware they have astigmatism.
بسیاری از افراد متوجه نیستند که به آستیگماتیسم مبتلا هستند.
astigmatism is often treated with contact lenses.
آستیگماتیسم اغلب با لنزهای تماسی درمان می شود.
children can also suffer from astigmatism.
کودکان نیز می توانند به آستیگماتیسم مبتلا شوند.
he noticed his astigmatism during a routine eye exam.
او آستیگماتیسم خود را در طول معاینه چشمی روتین متوجه شد.
astigmatism can be hereditary in some families.
آستیگماتیسم می تواند در برخی از خانواده ها به ارث برسد.
regular eye check-ups can help detect astigmatism early.
معاینه های منظم چشم می تواند به تشخیص زودهنگام آستیگماتیسم کمک کند.
he learned about astigmatism from his optometrist.
او در مورد آستیگماتیسم از اپتومتریست خود اطلاعات کسب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید