stigmatist

[ایالات متحده]/ˈstɪɡmətɪst/
[بریتانیا]/ˈstɪɡmətɪst/

ترجمه

n. شخصی که زخم‌های مقدس را دارد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

stigmatist perspective

دیدگاه مبتنی بر انگ

stigmatist behavior

رفتار مبتنی بر انگ

stigmatist attitudes

نگرش های مبتنی بر انگ

stigmatist identity

هویت مبتنی بر انگ

stigmatist views

دیدگاه های مبتنی بر انگ

stigmatist discourse

گفتمان مبتنی بر انگ

stigmatist framework

چارچوب مبتنی بر انگ

stigmatist language

زبان مبتنی بر انگ

stigmatist implications

پیامدهای مبتنی بر انگ

stigmatist influences

تاثیرات مبتنی بر انگ

جملات نمونه

he is known as a stigmatist in his community.

او به عنوان یک مبتلا به انگ در جامعه‌اش شناخته می‌شود.

the stigmatist shared his unique experiences with others.

مبتلا به انگ، تجربیات منحصر به فرد خود را با دیگران به اشتراک گذاشت.

many stigmatists face challenges in their daily lives.

بسیاری از مبتلایان به انگ با چالش‌ها در زندگی روزمره خود روبرو هستند.

being a stigmatist can lead to social isolation.

مبتلا بودن به انگ می‌تواند منجر به انزوا شود.

the artist portrayed a stigmatist in his latest work.

هنرمند تصویری از یک مبتلا به انگ را در آخرین اثر خود به تصویر کشید.

she felt a deep connection with the stigmatist's story.

او ارتباط عمیقی با داستان مبتلا به انگ احساس کرد.

stigmatists often seek support from each other.

مبتلایان به انگ اغلب از یکدیگر حمایت می‌جویند.

the documentary highlighted the lives of stigmatists.

مستند زندگی مبتلایان به انگ را برجسته کرد.

understanding stigmatists requires empathy and compassion.

درک مبتلایان به انگ نیازمند همدلی و شفقت است.

she wrote a book about the experiences of stigmatists.

او کتابی در مورد تجربیات مبتلایان به انگ نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید