stirk

[ایالات متحده]/stɜːk/
[بریتانیا]/stɜrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گاو جوان؛ گوساله‌ای بین یک تا دو ساله
Word Forms
جمعstirks

عبارات و ترکیب‌ها

stirk calf

گوساله استیرک

stirk heifer

گاو ماده استیرک

stirk beef

گوشت استیرک

stirk pasture

چمنزار استیرک

stirk herd

گله استیرک

stirk farming

کشاورزی استیرک

stirk breeding

تکثیر استیرک

stirk weight

وزن استیرک

stirk growth

رشد استیرک

stirk market

بازار استیرک

جملات نمونه

he decided to stirk the pot and see what happened.

او تصمیم گرفت قابلمه را هم بزند و ببیند چه اتفاقی می افتد.

she loves to stirk up trouble wherever she goes.

او عاشق به وجود آوردن دردسر در هر جایی که می رود است.

it's important not to stirk the emotions of the crowd.

مهم است که احساسات مردم را بر نگزیند.

he tried to stirk interest in the project among his colleagues.

او سعی کرد علاقه به پروژه را در بین همکارانش ایجاد کند.

they wanted to stirk a conversation about the upcoming event.

آنها می خواستند بحثی در مورد رویداد آینده ایجاد کنند.

don't stirk the pot if you don't want to get involved.

اگر نمی خواهید درگیر شوید، قابلمه را هم نزنید.

he has a knack for stirk-ing up excitement at parties.

او استعداد ایجاد هیجان در مهمانی ها را دارد.

she tends to stirk the conversation towards controversial topics.

او معمولاً مکالمه را به سمت موضوعات بحث برانگیز سوق می دهد.

it's not wise to stirk the anger of your boss.

حکمت نیست که خشم رئیس خود را بر انگیزد.

he often stirked the discussions during meetings.

او اغلب بحث ها را در طول جلسات راه اندازی می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید