| جمع | stirks |
stirk calf
گوساله استیرک
stirk heifer
گاو ماده استیرک
stirk beef
گوشت استیرک
stirk pasture
چمنزار استیرک
stirk herd
گله استیرک
stirk farming
کشاورزی استیرک
stirk breeding
تکثیر استیرک
stirk weight
وزن استیرک
stirk growth
رشد استیرک
stirk market
بازار استیرک
he decided to stirk the pot and see what happened.
او تصمیم گرفت قابلمه را هم بزند و ببیند چه اتفاقی می افتد.
she loves to stirk up trouble wherever she goes.
او عاشق به وجود آوردن دردسر در هر جایی که می رود است.
it's important not to stirk the emotions of the crowd.
مهم است که احساسات مردم را بر نگزیند.
he tried to stirk interest in the project among his colleagues.
او سعی کرد علاقه به پروژه را در بین همکارانش ایجاد کند.
they wanted to stirk a conversation about the upcoming event.
آنها می خواستند بحثی در مورد رویداد آینده ایجاد کنند.
don't stirk the pot if you don't want to get involved.
اگر نمی خواهید درگیر شوید، قابلمه را هم نزنید.
he has a knack for stirk-ing up excitement at parties.
او استعداد ایجاد هیجان در مهمانی ها را دارد.
she tends to stirk the conversation towards controversial topics.
او معمولاً مکالمه را به سمت موضوعات بحث برانگیز سوق می دهد.
it's not wise to stirk the anger of your boss.
حکمت نیست که خشم رئیس خود را بر انگیزد.
he often stirked the discussions during meetings.
او اغلب بحث ها را در طول جلسات راه اندازی می کرد.
stirk calf
گوساله استیرک
stirk heifer
گاو ماده استیرک
stirk beef
گوشت استیرک
stirk pasture
چمنزار استیرک
stirk herd
گله استیرک
stirk farming
کشاورزی استیرک
stirk breeding
تکثیر استیرک
stirk weight
وزن استیرک
stirk growth
رشد استیرک
stirk market
بازار استیرک
he decided to stirk the pot and see what happened.
او تصمیم گرفت قابلمه را هم بزند و ببیند چه اتفاقی می افتد.
she loves to stirk up trouble wherever she goes.
او عاشق به وجود آوردن دردسر در هر جایی که می رود است.
it's important not to stirk the emotions of the crowd.
مهم است که احساسات مردم را بر نگزیند.
he tried to stirk interest in the project among his colleagues.
او سعی کرد علاقه به پروژه را در بین همکارانش ایجاد کند.
they wanted to stirk a conversation about the upcoming event.
آنها می خواستند بحثی در مورد رویداد آینده ایجاد کنند.
don't stirk the pot if you don't want to get involved.
اگر نمی خواهید درگیر شوید، قابلمه را هم نزنید.
he has a knack for stirk-ing up excitement at parties.
او استعداد ایجاد هیجان در مهمانی ها را دارد.
she tends to stirk the conversation towards controversial topics.
او معمولاً مکالمه را به سمت موضوعات بحث برانگیز سوق می دهد.
it's not wise to stirk the anger of your boss.
حکمت نیست که خشم رئیس خود را بر انگیزد.
he often stirked the discussions during meetings.
او اغلب بحث ها را در طول جلسات راه اندازی می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید