stockaded

[ایالات متحده]/stɒkˈeɪ.dɪd/
[بریتانیا]/stɑːkˈeɪ.dɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محاصره شده توسط حصار
v. محصور کردن یا دفاع کردن با حصار

عبارات و ترکیب‌ها

stockaded fort

قلعه بندی شده

stockaded village

دهکده بندی شده

stockaded area

منطقه بندی شده

stockaded settlement

ساختمان بندی شده

stockaded outpost

پست بندی شده

stockaded position

موقعیت بندی شده

stockaded compound

محوطه بندی شده

stockaded stronghold

قلعه بندی شده

stockaded defense

دفاع بندی شده

stockaded perimeter

حاشیه بندی شده

جملات نمونه

the village was stockaded for protection against invaders.

دهکده به منظور محافظت در برابر مهاجمان حصارکشی شده بود.

they built a stockaded fort to defend their territory.

آنها یک قلعه حصارکشی شده برای دفاع از قلمروشان ساختند.

the stockaded area provided safety for the settlers.

منطقه حصارکشی شده ایمنی را برای مهاجران فراهم کرد.

during the conflict, the townspeople stockaded their homes.

در طول درگیری، مردم شهر خانه‌های خود را حصارکشی کردند.

the stockaded perimeter deterred potential attackers.

حصارکشی بودن محیط، مهاجمان احتمالی را منصرف کرد.

stockaded settlements were common in the frontier regions.

ساختمان‌های مسکونی حصارکشی شده در مناطق مرزی رایج بودند.

the explorers found a stockaded village deep in the forest.

کاوشگران یک دهکده حصارکشی شده را در اعماق جنگل پیدا کردند.

he described the stockaded encampment in great detail.

او کمپ حصارکشی شده را با جزئیات فراوان توصیف کرد.

the stockaded structure was a key element in their defense strategy.

ساختار حصارکشی شده یک جزء کلیدی از استراتژی دفاعی آنها بود.

after the attack, they reinforced the stockaded walls.

پس از حمله، آنها دیوارهای حصارکشی شده را تقویت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید