stodginess

[ایالات متحده]/ˈstɒdʒɪnəs/
[بریتانیا]/ˈstɑːdʒɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت سنگینی، ثروت یا دشواری در هضم؛ حالت دست و پا چلفتی یا غیرقابل کنترل بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stodginess factor

عامل سخت‌دلی

stodginess level

سطح سخت‌دلی

stodginess issue

مشکل سخت‌دلی

stodginess problem

مشکل سخت‌دلی

stodginess effect

اثر سخت‌دلی

stodginess in

در سخت‌دلی

stodginess of

از سخت‌دلی

stodginess rating

امتیاز سخت‌دلی

stodginess trend

روند سخت‌دلی

stodginess culture

فرهنگ سخت‌دلی

جملات نمونه

the stodginess of the meal made it difficult to finish.

سنگینی و یکنواختی غذا باعث شد خوردن آن مشکل باشد.

his stodginess in conversation often bored his friends.

سنگینی و یکنواختی او در صحبت کردن اغلب دوستانش را خسته می‌کرد.

the stodginess of the report led to its rejection.

سنگینی و یکنواختی گزارش باعث رد آن شد.

she complained about the stodginess of the corporate culture.

او در مورد سنگینی و یکنواختی فرهنگ سازمانی شکایت کرد.

the stodginess of his writing style turned off many readers.

سنگینی و یکنواختی سبک نوشتنش باعث شد بسیاری از خوانندگان از آن دلسرد شوند.

stodginess in fashion can make one seem outdated.

سنگینی و یکنواختی در مد می‌تواند باعث شود یک فرد قدیمی به نظر برسد.

they criticized the stodginess of the traditional approach.

آنها از سنگینی و یکنواختی رویکرد سنتی انتقاد کردند.

the stodginess of the film made it hard to stay engaged.

سنگینی و یکنواختی فیلم باعث شد حفظ تعامل سخت باشد.

his stodginess in thinking prevented innovative ideas.

سنگینی و یکنواختی تفکر او از ایجاد ایده‌های نوآورانه جلوگیری کرد.

stodginess in leadership can stifle team creativity.

سنگینی و یکنواختی در رهبری می‌تواند خلاقیت گروهی را سرکوب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید