| جمع | stodginesses |
stodginess factor
عامل سختدلی
stodginess level
سطح سختدلی
stodginess issue
مشکل سختدلی
stodginess problem
مشکل سختدلی
stodginess effect
اثر سختدلی
stodginess in
در سختدلی
stodginess of
از سختدلی
stodginess rating
امتیاز سختدلی
stodginess trend
روند سختدلی
stodginess culture
فرهنگ سختدلی
the stodginess of the meal made it difficult to finish.
سنگینی و یکنواختی غذا باعث شد خوردن آن مشکل باشد.
his stodginess in conversation often bored his friends.
سنگینی و یکنواختی او در صحبت کردن اغلب دوستانش را خسته میکرد.
the stodginess of the report led to its rejection.
سنگینی و یکنواختی گزارش باعث رد آن شد.
she complained about the stodginess of the corporate culture.
او در مورد سنگینی و یکنواختی فرهنگ سازمانی شکایت کرد.
the stodginess of his writing style turned off many readers.
سنگینی و یکنواختی سبک نوشتنش باعث شد بسیاری از خوانندگان از آن دلسرد شوند.
stodginess in fashion can make one seem outdated.
سنگینی و یکنواختی در مد میتواند باعث شود یک فرد قدیمی به نظر برسد.
they criticized the stodginess of the traditional approach.
آنها از سنگینی و یکنواختی رویکرد سنتی انتقاد کردند.
the stodginess of the film made it hard to stay engaged.
سنگینی و یکنواختی فیلم باعث شد حفظ تعامل سخت باشد.
his stodginess in thinking prevented innovative ideas.
سنگینی و یکنواختی تفکر او از ایجاد ایدههای نوآورانه جلوگیری کرد.
stodginess in leadership can stifle team creativity.
سنگینی و یکنواختی در رهبری میتواند خلاقیت گروهی را سرکوب کند.
stodginess factor
عامل سختدلی
stodginess level
سطح سختدلی
stodginess issue
مشکل سختدلی
stodginess problem
مشکل سختدلی
stodginess effect
اثر سختدلی
stodginess in
در سختدلی
stodginess of
از سختدلی
stodginess rating
امتیاز سختدلی
stodginess trend
روند سختدلی
stodginess culture
فرهنگ سختدلی
the stodginess of the meal made it difficult to finish.
سنگینی و یکنواختی غذا باعث شد خوردن آن مشکل باشد.
his stodginess in conversation often bored his friends.
سنگینی و یکنواختی او در صحبت کردن اغلب دوستانش را خسته میکرد.
the stodginess of the report led to its rejection.
سنگینی و یکنواختی گزارش باعث رد آن شد.
she complained about the stodginess of the corporate culture.
او در مورد سنگینی و یکنواختی فرهنگ سازمانی شکایت کرد.
the stodginess of his writing style turned off many readers.
سنگینی و یکنواختی سبک نوشتنش باعث شد بسیاری از خوانندگان از آن دلسرد شوند.
stodginess in fashion can make one seem outdated.
سنگینی و یکنواختی در مد میتواند باعث شود یک فرد قدیمی به نظر برسد.
they criticized the stodginess of the traditional approach.
آنها از سنگینی و یکنواختی رویکرد سنتی انتقاد کردند.
the stodginess of the film made it hard to stay engaged.
سنگینی و یکنواختی فیلم باعث شد حفظ تعامل سخت باشد.
his stodginess in thinking prevented innovative ideas.
سنگینی و یکنواختی تفکر او از ایجاد ایدههای نوآورانه جلوگیری کرد.
stodginess in leadership can stifle team creativity.
سنگینی و یکنواختی در رهبری میتواند خلاقیت گروهی را سرکوب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید