stonewalled inquiry
مسدود کردن درخواست
stonewalled questions
مسدود کردن سؤالات
stonewalled response
مسدود کردن پاسخ
stonewalled investigation
مسدود کردن تحقیقات
stonewalled access
مسدود کردن دسترسی
stonewalled demands
مسدود کردن درخواستها
stonewalled claims
مسدود کردن ادعاها
stonewalled efforts
مسدود کردن تلاشها
stonewalled negotiations
مسدود کردن مذاکرات
stonewalled project
مسدود کردن پروژه
the government stonewalled the investigation into the corruption allegations.
دولت تحقیقات درباره اتهامات فساد را مسدود کرد.
she felt stonewalled when she asked for more information about the project.
وقتی درباره پروژه درخواست اطلاعات بیشتر کرد، احساس کرد که با مانع روبرو شده است.
the company stonewalled reporters during the press conference.
شرکت در طول کنفرانس مطبوعاتی، خبرنگاران را مسدود کرد.
he was stonewalled by the officials when he requested assistance.
وقتی درخواست کمک کرد، توسط مقامات با مانع روبرو شد.
despite his efforts, he was stonewalled at every turn.
با وجود تلاشهایش، در هر فرصتی با مانع روبرو شد.
the team stonewalled questions about their strategy.
تیم در مورد استراتژی خود، سوالات را مسدود کرد.
she felt stonewalled by her peers during the discussion.
در طول بحث، احساس کرد که توسط همسالانش با مانع روبرو شده است.
the negotiations were stonewalled due to conflicting interests.
به دلیل منافع متضاد، مذاکرات با مانع روبرو شد.
he was stonewalled by the bureaucracy when trying to get permits.
وقتی سعی کرد پروانه دریافت کند، توسط بوروکراسی با مانع روبرو شد.
the inquiry was stonewalled by a lack of cooperation.
به دلیل عدم همکاری، درخواست بررسی با مانع روبرو شد.
stonewalled inquiry
مسدود کردن درخواست
stonewalled questions
مسدود کردن سؤالات
stonewalled response
مسدود کردن پاسخ
stonewalled investigation
مسدود کردن تحقیقات
stonewalled access
مسدود کردن دسترسی
stonewalled demands
مسدود کردن درخواستها
stonewalled claims
مسدود کردن ادعاها
stonewalled efforts
مسدود کردن تلاشها
stonewalled negotiations
مسدود کردن مذاکرات
stonewalled project
مسدود کردن پروژه
the government stonewalled the investigation into the corruption allegations.
دولت تحقیقات درباره اتهامات فساد را مسدود کرد.
she felt stonewalled when she asked for more information about the project.
وقتی درباره پروژه درخواست اطلاعات بیشتر کرد، احساس کرد که با مانع روبرو شده است.
the company stonewalled reporters during the press conference.
شرکت در طول کنفرانس مطبوعاتی، خبرنگاران را مسدود کرد.
he was stonewalled by the officials when he requested assistance.
وقتی درخواست کمک کرد، توسط مقامات با مانع روبرو شد.
despite his efforts, he was stonewalled at every turn.
با وجود تلاشهایش، در هر فرصتی با مانع روبرو شد.
the team stonewalled questions about their strategy.
تیم در مورد استراتژی خود، سوالات را مسدود کرد.
she felt stonewalled by her peers during the discussion.
در طول بحث، احساس کرد که توسط همسالانش با مانع روبرو شده است.
the negotiations were stonewalled due to conflicting interests.
به دلیل منافع متضاد، مذاکرات با مانع روبرو شد.
he was stonewalled by the bureaucracy when trying to get permits.
وقتی سعی کرد پروانه دریافت کند، توسط بوروکراسی با مانع روبرو شد.
the inquiry was stonewalled by a lack of cooperation.
به دلیل عدم همکاری، درخواست بررسی با مانع روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید