stonewalling tactics
تاکتیکهای سنگ اندازی
stonewalling behavior
رفتار سنگ اندازی
stonewalling responses
پاسخهای سنگ اندازی
stonewalling strategy
استراتژی سنگ اندازی
stonewalling approach
رویکرد سنگ اندازی
stonewalling techniques
تکنیکهای سنگ اندازی
stonewalling actions
اقدامات سنگ اندازی
stonewalling issues
مشکلات سنگ اندازی
stonewalling allegations
اتهامات سنگ اندازی
stonewalling practices
روشهای سنگ اندازی
the politician was accused of stonewalling the investigation.
سیاستمدت به بهانهجویی و جلوگیری از پیشرفت تحقیقات متهم شد.
stonewalling tactics can frustrate the negotiation process.
تاکتیکهای بهانهجویی میتواند روند مذاکرات را مختل کند.
they resorted to stonewalling when faced with tough questions.
آنها در برابر سؤالات دشوار به بهانهجویی متوسل شدند.
stonewalling is often a sign of dishonesty.
بهانهجویی اغلب نشانهای از عدم صداقت است.
the company was accused of stonewalling its customers.
شرکت به بهانهجویی در برابر مشتریان خود متهم شد.
his stonewalling made it difficult to reach a consensus.
بهانهجویی او رسیدن به اجماع را دشوار کرد.
they used stonewalling to avoid answering direct questions.
آنها از بهانهجویی برای اجتناب از پاسخ دادن به سؤالات مستقیم استفاده کردند.
stonewalling can lead to a breakdown in communication.
بهانهجویی میتواند منجر به فروپاشی ارتباطات شود.
she felt frustrated by his constant stonewalling.
او از بهانهجویی مداوم او ناامید شده بود.
stonewalling is a common strategy in political debates.
بهانهجویی یک استراتژی رایج در مناظرههای سیاسی است.
stonewalling tactics
تاکتیکهای سنگ اندازی
stonewalling behavior
رفتار سنگ اندازی
stonewalling responses
پاسخهای سنگ اندازی
stonewalling strategy
استراتژی سنگ اندازی
stonewalling approach
رویکرد سنگ اندازی
stonewalling techniques
تکنیکهای سنگ اندازی
stonewalling actions
اقدامات سنگ اندازی
stonewalling issues
مشکلات سنگ اندازی
stonewalling allegations
اتهامات سنگ اندازی
stonewalling practices
روشهای سنگ اندازی
the politician was accused of stonewalling the investigation.
سیاستمدت به بهانهجویی و جلوگیری از پیشرفت تحقیقات متهم شد.
stonewalling tactics can frustrate the negotiation process.
تاکتیکهای بهانهجویی میتواند روند مذاکرات را مختل کند.
they resorted to stonewalling when faced with tough questions.
آنها در برابر سؤالات دشوار به بهانهجویی متوسل شدند.
stonewalling is often a sign of dishonesty.
بهانهجویی اغلب نشانهای از عدم صداقت است.
the company was accused of stonewalling its customers.
شرکت به بهانهجویی در برابر مشتریان خود متهم شد.
his stonewalling made it difficult to reach a consensus.
بهانهجویی او رسیدن به اجماع را دشوار کرد.
they used stonewalling to avoid answering direct questions.
آنها از بهانهجویی برای اجتناب از پاسخ دادن به سؤالات مستقیم استفاده کردند.
stonewalling can lead to a breakdown in communication.
بهانهجویی میتواند منجر به فروپاشی ارتباطات شود.
she felt frustrated by his constant stonewalling.
او از بهانهجویی مداوم او ناامید شده بود.
stonewalling is a common strategy in political debates.
بهانهجویی یک استراتژی رایج در مناظرههای سیاسی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید