cooperating

[ایالات متحده]/kəʊˈɒpəreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/koʊˈpərˌeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. همکاری در راستای یک هدف مشترک

عبارات و ترکیب‌ها

cooperating partners

همکاری شرکا

cooperating together

همکاری با یکدیگر

cooperating agencies

سازمان‌های همکاری کننده

cooperating teams

تیم‌های همکاری کننده

cooperating countries

کشورهای همکاری کننده

cooperating organizations

سازمان‌های همکاری کننده

cooperating firms

شرکت‌های همکاری کننده

cooperating stakeholders

ذینفعان همکاری کننده

cooperating communities

جامعات همکاری کننده

cooperating individuals

افراد همکاری کننده

جملات نمونه

we are cooperating with local businesses to improve the community.

ما در حال همکاری با کسب و کارهای محلی برای بهبود جامعه هستیم.

the two countries are cooperating on environmental issues.

دو کشور در حال همکاری در مسائل زیست محیطی هستند.

cooperating with your teammates is essential for success.

همکاری با هم تیمی هایتان برای موفقیت ضروری است.

they are cooperating to develop new technologies.

آنها در حال همکاری برای توسعه فناوری های جدید هستند.

we appreciate your efforts in cooperating with us.

ما از تلاش شما در همکاری با ما قدردانی می کنیم.

cooperating with other organizations can lead to better outcomes.

همکاری با سازمان های دیگر می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

cooperating effectively requires good communication.

همکاری موثر نیاز به ارتباط خوب دارد.

they are cooperating to tackle the challenges ahead.

آنها در حال همکاری برای مقابله با چالش های پیش رو هستند.

cooperating with experts can enhance the project's quality.

همکاری با متخصصان می تواند کیفیت پروژه را افزایش دهد.

we are cooperating closely with our partners to achieve our goals.

ما به طور نزدیک با شرکای خود برای دستیابی به اهداف خود همکاری می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید