stoos

[ایالات متحده]/stuːz/
[بریتانیا]/stuːz/

ترجمه

n. جمع stoo (واژه گویشی برای گوشت یا غذایی شبیه گوشت)؛ Stoos (یک روستا در شهرداری Morschach، سوئیس)؛ Stoos (یک نام خانوادگی)

عبارات و ترکیب‌ها

stoops down

پایین می‌آید

stoops to

به...

stoops low

پایین می‌آید

stoops forward

پیش می‌آید

stoops beneath

زیر...

stoops heavily

پایین می‌آید

stoops often

چастی پایین می‌آید

stoops quietly

بی‌صدا پایین می‌آید

stoops in age

به دلیل سن پایین می‌آید

stoops to beg

برای درخواست کمک پایین می‌آید

جملات نمونه

the hikers decided to stoos their way up the mountain.

سزگرها تصمیم گرفتند که به سمت بالای کوه حرکت کنند.

he managed to stoos the heavy box onto the top shelf.

او موفق شد که جعبه سنگین را روی رف بالایی بچیند.

they had to stoos the car out of the mud.

آنها باید ماشین را از خاک رس بیرون بکشند.

it took all morning to stoos the branches into the wood chipper.

چوب ها را به چرخ چوب تبدیل کردن تمام صبح را در بر گرفت.

the protesters began to stoos towards the city center.

مظاهره گرها شروع به حرکت به سمت مرکز شهر کردند.

can you help me stoos this sofa across the room?

آیا می توانی کمکم کنی تا این نشیمنگاه را از یک طرف اتاق به طرف دیگر بچرخانم؟

we need to stoos the boat off the sandbar.

ما نیاز داریم که قایق را از روی ناچه بیرون بکشیم.

the workers had to stoos the broken machinery aside.

کارگران باید ماشین آلات معیوب را جانبی کنند.

she tried to stoos the heavy suitcase into the overhead bin.

او سعی کرد که چمدن سنگین را در قفسه بالایی بچیند.

they watched the cat stoos the mouse across the floor.

آنها دیدند که گربه موش را از روی زمین حرکت می دهد.

he had to stoos the pedal down to start the engine.

او باید پدال را فشار دهد تا موتور روشن شود.

the team began to stoos the project towards completion.

تیم شروع کرد تا پروژه را به سمت پایان برساند.

we should stoos the table closer to the window.

ما باید میز را نزدیکتر به پنجره بچینیم.

he tried to stoos the cork into the wine bottle.

او سعی کرد که مهره را در بطری شامپاگن بچیند.

the soldiers had to stoos the cannon into position.

سربازان باید گرماده را در موقعیت مناسب قرار دهند.

she managed to stoos the window open.

او موفق شد پنجره را باز نگه دارد.

he had to stoos the heavy door open.

او باید در سنگین را باز نگه دارد.

the farmers began to stoos the cart up the hill.

کشاورزان شروع کردند تا کارتن را به سمت بالای کوه حرکت دهند.

she watched him stoos the rock over the edge.

او دید که او سنگ را از لبه پایین می آورد.

they tried to stoos the heavy stone lid off the sarcophagus.

آنها سعی کردند که پوشش سنگی سنگین را از روی ج棺 بیرون بکشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید