storers

[ایالات متحده]/ˈstɔːrə/
[بریتانیا]/ˈstɔːrər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا نهاد که کالاها یا داده‌ها را ذخیره می‌کند؛ نگهدارنده انبار

عبارات و ترکیب‌ها

data storer

ذخیره‌ساز داده

file storer

ذخیره‌ساز فایل

cloud storer

ذخیره‌ساز ابری

memory storer

ذخیره‌ساز حافظه

object storer

ذخیره‌ساز شیء

image storer

ذخیره‌ساز تصویر

video storer

ذخیره‌ساز ویدیو

local storer

ذخیره‌ساز محلی

temporary storer

ذخیره‌ساز موقت

secure storer

ذخیره‌ساز امن

جملات نمونه

the storer organized the inventory efficiently.

ذخیره‌دار موجودی را به طور کارآمد سازماندهی کرد.

our storer provides a variety of products.

ذخیره‌دار ما انواع محصولات را ارائه می‌دهد.

the storer is responsible for managing supplies.

ذخیره‌دار مسئولیت مدیریت لوازم را بر عهده دارد.

she is a skilled storer of digital files.

او یک ذخیره‌دار ماهر فایل‌های دیجیتال است.

the storer must keep track of all items.

ذخیره‌دار باید تمام اقلام را ردیابی کند.

he works as a storer in a large warehouse.

او به عنوان ذخیره‌دار در یک انبار بزرگ کار می‌کند.

the storer's role is crucial in logistics.

نقش ذخیره‌دار در لجستیک بسیار مهم است.

they hired a storer to manage the stock.

آنها یک ذخیره‌دار برای مدیریت موجودی استخدام کردند.

as a storer, he ensures everything is in order.

به عنوان ذخیره‌دار، او اطمینان حاصل می‌کند که همه چیز مرتب است.

the storer regularly updates the inventory records.

ذخیره‌دار به طور منظم سوابق موجودی را به‌روز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید