stows gear
بار را در جای خود قرار میدهد
stows away
دور میاندازد
stows luggage
بار را در جای خود قرار میدهد
stows items
وسایل را در جای خود قرار میدهد
stows tools
ابزارها را در جای خود قرار میدهد
stows supplies
تدارکات را در جای خود قرار میدهد
stows equipment
تجهیزات را در جای خود قرار میدهد
stows provisions
مصالح غذایی را در جای خود قرار میدهد
stows away gear
بار را دور میاندازد
stows cargo
بار را در جای خود قرار میدهد
the sailor stows the sails before the storm.
ملوان قبل از طوفان بادبانها را جمع میکند.
she stows her luggage in the overhead compartment.
او چمدان خود را در فضای بالای سر قرار میدهد.
the crew stows the supplies for the journey.
خدمه لوازم سفر را جمع میکنند.
he stows his tools neatly in the toolbox.
او ابزارهای خود را به طور مرتب در جعبه ابزار قرار میدهد.
the backpacker stows his gear before hiking.
کوله پشتی قبل از پیادهروی وسایل خود را جمع میکند.
she stows her phone in her pocket during the meeting.
او تلفن خود را در جیب خود در طول جلسه قرار میدهد.
before takeoff, the flight attendant stows the cabin items.
قبل از برخاستن، مهماندار وسایل داخل کابین را جمع میکند.
the camper stows the tent in the trunk of the car.
کامیپری چادر را در صندوق عقب ماشین قرار میدهد.
he stows away the holiday decorations after the season.
او پس از پایان فصل، وسایل تزئینی تعطیلات را جمع میکند.
the diver stows his equipment carefully after the dive.
غواص پس از غواصی به طور مراقبتی وسایل خود را جمع میکند.
stows gear
بار را در جای خود قرار میدهد
stows away
دور میاندازد
stows luggage
بار را در جای خود قرار میدهد
stows items
وسایل را در جای خود قرار میدهد
stows tools
ابزارها را در جای خود قرار میدهد
stows supplies
تدارکات را در جای خود قرار میدهد
stows equipment
تجهیزات را در جای خود قرار میدهد
stows provisions
مصالح غذایی را در جای خود قرار میدهد
stows away gear
بار را دور میاندازد
stows cargo
بار را در جای خود قرار میدهد
the sailor stows the sails before the storm.
ملوان قبل از طوفان بادبانها را جمع میکند.
she stows her luggage in the overhead compartment.
او چمدان خود را در فضای بالای سر قرار میدهد.
the crew stows the supplies for the journey.
خدمه لوازم سفر را جمع میکنند.
he stows his tools neatly in the toolbox.
او ابزارهای خود را به طور مرتب در جعبه ابزار قرار میدهد.
the backpacker stows his gear before hiking.
کوله پشتی قبل از پیادهروی وسایل خود را جمع میکند.
she stows her phone in her pocket during the meeting.
او تلفن خود را در جیب خود در طول جلسه قرار میدهد.
before takeoff, the flight attendant stows the cabin items.
قبل از برخاستن، مهماندار وسایل داخل کابین را جمع میکند.
the camper stows the tent in the trunk of the car.
کامیپری چادر را در صندوق عقب ماشین قرار میدهد.
he stows away the holiday decorations after the season.
او پس از پایان فصل، وسایل تزئینی تعطیلات را جمع میکند.
the diver stows his equipment carefully after the dive.
غواص پس از غواصی به طور مراقبتی وسایل خود را جمع میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید