streaky

[ایالات متحده]/'striːkɪ/
[بریتانیا]/'striki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خط دار یا رگه دار؛ لکه دار؛ مستعد تغییر؛ بی قرار و بی حوصله.

عبارات و ترکیب‌ها

streaky bacon

بیکن رگه‌دار

streaky hair

موهای رگه‌دار

جملات نمونه

be nervous and streaky about sth.

اضطراب و نگرانی زیاد در مورد چیزی داشتن

King has always been a famously streaky hitter.

کینگ همیشه به طور مشهور یک ضربه‌زننده با ریتم نامنظم بوده است.

The bacon was streaky and crispy.

بیکن دارای خطوط و ترک‌های زیاد و ترد بود.

The artist used streaky brush strokes to create a sense of movement.

هنرمند از ضربات قلم‌مو با خطوط و ترک‌های زیاد برای ایجاد حس حرکت استفاده کرد.

The sky was streaky with clouds at sunset.

آسمان در هنگام غروب آفتاب با خطوط و ترک‌های ابرها پوشیده شده بود.

The ice cream had streaky swirls of caramel.

آب‌نبات یخ دارای خطوط و ترک‌های مارپیچ کارامل بود.

His streaky performance earned him a standing ovation.

اجای خاص و با ریتم نامنظم او باعث شد که تشویق‌کنندگان ایستاده تشویق کنند.

The streaky pattern on the fabric made it unique.

الگوی با خطوط و ترک‌های زیاد روی پارچه آن را منحصر به فرد کرد.

The streaky sunlight filtered through the leaves.

نور خورشید با خطوط و ترک‌های زیاد از میان برگ‌ها عبور کرد.

She painted a streaky rainbow across the sky.

او یک رنگین‌کمانی با خطوط و ترک‌های زیاد در آسمان کشید.

The sauce had a streaky texture with chunks of vegetables.

سس دارای بافتی با خطوط و ترک‌های زیاد و تکه‌های سبزیجات بود.

نمونه‌های واقعی

Grilled slices of streaky bacon, small polenta galettes.

اسلایس‌های گریل شده گوشت بیکن، گالته‌های کوچک پولنتای.

منبع: Gourmet Base

Number one, it's me. So obviously, bacon, streaky, smoked, already cooked.

شماره یک، منم. پس بدیهیه، بیکن، استیکی، دودی، از قبل پخته.

منبع: Gourmet Base

[Mike] Grilled slices of streaky bacon, small polenta galettes, and half bananas fried.

[مایک] اسلایس‌های گریل شده گوشت بیکن، گالته‌های کوچک پولنتای و موز سرخ شده.

منبع: Gourmet Base

Very first thing I'm going to do is fry my streaky bacon off in a pan with some oil.

اولین کاری که می‌خوام انجام بدم اینه که گوشت بیکن استیکی خودم رو در یک تابه با کمی روغن سرخ کنم.

منبع: Gourmet Base

There may well be streaky butter i' the market.

شاید کره استیکی در بازار وجود داشته باشد.

منبع: Adam Bede (Volume Four)

We picked up speed, the rain a streaky blur against the windshield.

ما سرعت گرفتیم، باران یک محو شدگی استیکی در برابر شیشه جلو.

منبع: 202320

You just don't want like any streaky bits you want it to be totally homogenous.

شما فقط نمی‌خواهید هیچ تکه استیکی داشته باشید، می‌خواهید کاملاً همگن باشد.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

It's important to, like really get it on your palms, 'cause otherwise, it gets really streaky.

مهم است که واقعاً آن را روی کف دست‌های خود بگیرید، در غیر این صورت، واقعاً استیکی می‌شود.

منبع: Celebrity Skincare Tips

I am probably the only woman alive except your housekeeper who knows that you like your breakfast eggs streaky.

احتمالاً من تنها زنی هستم که به جز خدمتکار شما می‌داند که شما دوست دارید تخم مرغ‌های صبحانه شما استیکی باشد.

منبع: A handsome face.

On hospital day 6 (illness day 10), a fourth chest radiograph showed basilar streaky opacities in both lungs, a finding consistent with atypical pneumonia (Figure 5), and rales were noted in both lungs on auscultation.

در روز ششم بستری در بیمارستان (روز دهم بیماری)، رادیوگرافی پنجم قفسه سینه، کدورت‌های استیکی در هر دو ریه را نشان داد، که با پنومونی غیرمعمول (شکل 5) سازگار است، و در سمع ریه، رال در هر دو ریه مشاهده شد.

منبع: The Light of Medicine: The Struggle Between Humanity and Disease

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید